نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 7
عليه السّلام كه آن را فترت خوانند چهار صد و سى و چهار سال بود . و خداى عزّ و جلّ مدّت جهان هفت هزار سال آفريده است ، و خلاف اندر اين [ a 2 ] بسيار است . گفتار وهب بن منبّه چنين گويد وهب بن منبّه كه گفت پيغمبر عليه السّلام شنيدم كه گفت خداى عزّ و جلّ زودتر چيزى كه آفريد از خلقان ، ديوان آفريد [ و هفت هزار سال اين جهان ايشان را داد ] ، پس ايشان را عزل كرد و جهان پريان را داد . و پنج هزار سال ايشان داشتند . پس از ايشان بستد و به طايفهاى ديگر داد و مهتر ايشان جان بود . پس ابليس را بفرستاد و بر ايشان مهتر كرد ، و ابليس چندى بماند . چون جان را براند به خويشتن عجب آورد و گفت چون من كسى نبود . [ اگر خواهم بر آسمان بوم و اگر خواهم به زمين ، و اين همه خلق اندر فرمان من است . خداى عزّ و جلّ از دل ابليس آگاه شد ، و آدم را عليه السّلام بيافريد و اين جهان به آدم داد ، و ابليس را به لعنت كرد . و هم وهب بن منبّه گويد و خبر دهد از داود پيغامبر عليه السّلام و ايدون گويد كه او را پرسيدند كه ما را از رستخيز خبر ده كه كى بود . گفت خداى داند و جز خدا كس نداند . جهودان بر او سخت بگرفتند . گفت : خداى عزّ و جلّ مدّت اين جهان و رستخيز آنگاه بر دارد كه او شارستانى آفريده است دوازده فرسنگ ، و اندر وى دوازده هزار كوشك ، و اندر هر كوشكى دوازده هزار خانه و همه پر سپندان كرده است و اين همه به روزى مرغى كرده است كه هر روزى يك دانه از آنجا بردارد . چون آن سپندان سپرى شود آنگاه رستخيز بود ، و اين ] جز خداى عزّ و جلّ كسى نداند . و اگر كسى دانستى جز پيغمبر ما عليه السّلام نبودى ، از بهر آن ياد كرديم تا مردمان بدانند كه جز خداى عزّ و جلّ كس نداند . و امّا آنكه محمد بن جرير گويد ما از پس اين ياد خواهيم كردن اگر خداى عزّ و جلّ توفيق دهد .
7
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 7