responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 651


كرد . چون شما شرط بشكستيد او نيز عهد با شما بشكست . و اگر من نيز غايب شوم و شما بىادبى كنيد يا راى چنين افگند من شما را عقوبت كنم چون پدرم .
پس دو سال به ملك بنشست و خواستهء بسيار به درويشان داد . و بفرمود تا اندر شهرها بنگريدند تا بر اهل مملكت او خراج چند است باقيها ، هفتاد بار هزار هزار درم باقى بود . آن همه را بديشان ببخشيد و جريدهء آن بسوخت شكر خداى را كه فتح خاقان بكرد . و اهل بيوتات را و كسهايى كه ايشان را نعمت بوده است و باز بشده است ، خواستهء بسيار داد .
و مردى بود اندر عجم ، نام وى نرسى ، به اصل از فرزندان اسفنديار از اهل بيت ملك ، و به عجم اندر از وى بزرگتر نبود و او را همچون ملك داشتندى ، و به لقب او را هزار بنده خواندندى ، از بندگان بسيار كه وى را بودى . و يزدجرد پدر بهرام او را وزير كرده بود ، و بهرام او را نيز هم وزير خويش كرد و كارها همه به دو سپرد ، و همه خلق بدان شاد شدند . و دو سال ديگر به ميان خلق اندر بود ، پس اين وزير را گفت :
مرا آرزو است كه شهرهاى هندوستان و آن شهرها كه گرداگرد من است مرا بودى ، و من همى خواهم كه به زمين هندوستان اندر شوم و آن شهرها بنگرم ، و شاه هندوستان را بنگرم و كار و ساز ايشان ببينم و باز آيم . پس اين پادشاهى به وزير سپرد .

651

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 651
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست