responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 636


تندرست دو زن يافت ، و هر سه را بر گماشت تا هر كسى او را به نوبت شير دادندى و همى پروردندى بهرام را . و هواى حيره خشكتر و پاكيزه تر از همه هواها است اندر جهان ، و نعمان بفرمود كه مرا كسى طلب كنيد كه بنا داند كردن كه اندر جهان چنان نباشد به استادى ، تا من يكى خورنق بنا كنم و اين كودك بر بام آن بپرورم تا هوا خوشتر بود . و خورنق كوشكى بود گرد چون گنبدى بلند ، چنان كه به باغها بنا كنند و اندر خانه و حصار ، و او را ديوار بلند باشد ، آن را به پارسى خورنه خوانند و به تازى خورنق . پس بجستند او را كسى اندر زمين عراق و شام مردى استاد ، پس مردى رومى يافتند كه اندر همه عراق و شام او را همتا نبود ، و بناها كردى بر صفت بناهاى روم ، و او را سوى نعمان آوردند ، نام او سنمّار . نعمان او را گفت به دست من اندر پسر ملك عجم است و من همى خواهم كه بنايى كنم بلند كه از آن بلندتر نبود ، تا اين كودك را بر سر آن بدارم و بپرورم تا هواى وى خوشتر باشد و اين كودك تندرستتر آيد و از گرانى زمين دور تر بود ، ايدون خواهم كه مرا خورنهاى بنا كنى بالاى دويست رش ، و بر سر وى بنايى كنى كه آنجا مردم بباشد تابستان و زمستان ، تا اين كودك آنجا بدارند ، و گرد ديوار او چنان خواهم كه به پرگار كرده باشند از راستى و چابكى چنان كه اندر شام و روم آن چنان نباشد و هيچ پادشاه را جز من آن چنان بنا را نباشد . پس ياران خواست و گچ كه بپزد ، و آن گچ را به شير تر كرد و پنج سال اندر آن بنا بود ، و گروهى گويند بيست سال . و بنايى بكرد چنان كه به شب چون ماه بتافتى ، و هر كه به روز چشم بر او افگندى ، چشم از وى بر نتوانستى گرفتن از نيكويى آن ، و همه عرب و عجم به تعجّب بماندند از آن بنا . و نعمان بيامد و آن بديد ، سنمّار را گفت : چنان آوردى كه من خود اين از تو اندر نتوانستمى خواستن . سنمّار گفت : اگر بدانستمى كه حقّ من بتمامى بشناسى و رنج من ضايع نكنى ، بنايى كردمى كه با آفتاب بتافتى و گونهء آفتاب بامداد بگشتى ، و اگر آفتاب سرخ بودى ، وى سرخ بودى ، و اگر آفتاب زرد بودى ، وى زرد بودى كه بر آمدى باز هم بر گونهء ماه شدى . نعمان گفت : تو به از اين بنا دانى كردن ؟ سنمّار گفت : من بسيار بهتر از اين دانم . نعمان بينديشيد ، گفتا : وقتى ملكى اين را هديه‌اى دهد و اين او را

636

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 636
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست