responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 607


كس نديده بود . اردشير بر او عاشق شد . پنداشت كه از بندگان اشكانيان است ، و او را به بندگى همى داشت و به خويشتن نزديك كرد . روزى او را پرسيد كه هيچ مرد به تو رسيده است ؟ گفتا : نه ، و دوشيزه بود .
اردشير خويشتن را نتوانست داشتن . با او گرد آمد و او از اردشير بار گرفت . چون اردشير بر او گستاخ شد ، او را گفت : از كدام نسلى و ترا از كجا برده كرده‌اند ؟ اين زن گفت : من بنده نيستم ، و آزاده‌ام و از نسل اشكانيانم . اردشير پشيمان شد كه دست به دو فراز كرده بود ، و خواست كه او را بكشد تا از اشكانيان كس نماند . باز دلش نداد از عشق او . بفرمود تا آن كنيزك را باز داشتند گاهى چند تا صورت كنيزك از چشم [ b 111 ] وى بشد و دوستى از دلش كمتر گشت . پس دل بنهاد بر آنكه او را بكشد تا سوگند را وفا كرده باشد . و او را وزيرى بود ، موبدى بزرگ ، نام وى هرحند بن سام ، با حكمت بسيار ، و اردشير با او ايمن بود . زنان و خواسته را همه به دو ايمن داشتى .
اردشير او را بخواند و گفت : كنيزكى بود چنين و مرا به دل خوش آمد و دست به دو كردم ، اكنون مرا گفت كه از نسل اشكانيانم ، و من سوگند جدّ را وفا كردن دوستتر [ دارم ] از هواى دل . اين كنيزك را ببر و بكش . آن موبد مر آن كنيزك را ببرد . چون خواست كه بكشد ، گفت : من بار دارم از ملك . موبد زنان را فرستاد تا بديدند . بار داشت .
موبد او را به خانه‌اى اندر كرد زير زمين ، و قفل بر نهاد و بيامد و ذكر خويشتن را ببريد و به حقّه‌اى بنهاد و مهر كرد و سوى اردشير آمد ، او را گفت : چه كردى ؟ گفتا : به زير زمين اندر كردمش . اردشير پنداشت كه بكشت . پس آن حقّهء مهر بر نهاده پيش اردشير بنهاد و گفت : ملك بفرمايد تا اين را به خزانه اندر نهند تا آن روز كه مرا بدين حاجت آيد . ملك امينى را بخواند و بفرمود آن را نگاه دار . بس روزگار بر نيامد كه آن زن پسرى بياورد . آن موبد نيارست اردشير را گفتن ، و نخواست كه او را نامى كند بىفرمان وى . و طالع مولدش بگرفت ، اندر طالع اين غلام بود كه وى ملك بود و جهان به وى رسد . موبد خداى را شكر كرد كه آن زن را نكشته بود ، و بينديشيد تا چه كند نامى مر اين پسر را چنان كه اندر خور او بود ، شاهپور نام كرد . و پسر دو ساله

607

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 607
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست