نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 574
و مردمان يثرب بيامدند ، اوس و خزرج ، و گله كردند از جهودان خيبر و فدك و قريظه كه اين جهودان از شام بيامدند گريخته و بر ما فرود آمدند و به ميان ما ايمن شدند ، اكنون بر ما همى ستم كنند . وى سپاه از مكّه بكشيد و روى به زمين يثرب نهاد سوى مدينه ، تا نزديك مدينه برسيد ، به منزلى فرود آمد كه امروز منزل الملك خوانند ، از بهر آنكه آنجا فرود آمده بود و از آنجا سپاه فرستاد به مدينه تا از آن جهودان بسيار بكشتند ، و او به مكّه بازگشت و سوى يمن شد . و او بود كه سپاه به چين فرستاد تا آنجا كشتن و غارت كردند ، و از يك سوى اين پسر با سپاه تا هندوستان و سند اندر شد و بسيار كشتن كرد ، و از ديگر سوى سرهنگى را بفرستاد نام او شمر و به لقب او را ذو الجناح خواندندى ، از بهر آنكه چون او را به حرب فرستادندى ، چنان رفتى كه گفتى پر دارد . به خراسان آمد كه به زمين تركستان اندر بگردد و به چينستان شود . تا اين پسر را ، حسّان نام را ، يارى كند . شمر به سمرقند آمد ، و آن وقت از چينستان داشتندى سمرقند را . و سمرقند حصارى استوار بود ، وى آن حصار بگشاد و بسيار خلق بكشت ، و شهر را ويران كرد و به نام خويش كرد ، و پيش از آن نام ديگر بود . پس شهريان آبادان كردند و به پارسى شمركند نام كردند . و كند به زبان تركى شهر بود ، و چون معرّب گردانيدند گفتند : سمرقند . پس اين شمر بن حسّان شد با سپاه خويش ، و با حسّان بن تبّع گرد آمد به چينستان ، و كشتن و غارت كردند و خواستهء بسيار آوردند و باز يمن آمدند ، و اين همه به وقت ملوك طوايف بود . و از عجايب كه به وقت ملوك [ a 106 ] طوايف بود يكى حديث اصحاب الكهف است . قوله تعالى : * ( أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كانُوا من آياتِنا عَجَباً 18 : 9 ) * .
574
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 574