responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 573


را آگاه كرد كه قبيلهء جديس چنين كردند . حسّان خشم گرفت و با سپاه بسيار به تاختن آمد به يمامه بدين قبيلهء جديس . چون به سه روزه راه برسيد ، اين رياح او را گفت : مرا آنجا خواهرى است و از قبيلهء جديس شوى دارد ، و به جهان اندر كسى نيست تيز چشمتر از وى ، و سه روزه راه ببيند ، و نامش يمامه است . و او را زرقاء اليمامه خوانند و گربه چشم است ، به عرب اندر معروف است .
رياح گفت اين حسّان را كه سپاه را بفرماى تا هر كسى درختى بر كنند و پيش خويش همى برند تا چون او بنگرد درختان بيند . همچنين كردند . ايشان يمامه را گفتند : بر مناره شو و بنگر تا چه بينى . يمامه گفت : درختان بينم كه همى روند ، صورتشان صورت درخت ، و رفتنشان چنان كه مردم . گفتند : چيز نيست . و او را استوار نداشتند . ديگر روز گفتند : بنگر تا چه بينى . گفت : آن درخت همى رود و مردم از پس وى . همى استوار نداشتند تا حسّان بن تبّع بىآگاهى بديشان رسيد و ايشان را بكشت و شهر يمامه را خراب كرد . و اين زرقاء اليمامه بنت مريم بود .
بگرفتندش . حسّان او را پيش خواند ، گفت : تو چه حيلت كنى كه چشم تو بدين روشنى است ؟ گفتا : من هرگز به شب نخفتم تا سرمه به چشم اندر نكردم . حسّان بفرمود تا چشمهاش بكندند ، به چشمهاى او رگها يافتند سياه با سرمه پيوسته و از آن سرمه سياه شده .
پس حسّان به يمن باز شد و جذيمه آگاه شد . سپاه از عراق از پس وى بفرستاد و اندر وى رسيدند و حرب كردند و سپاه جذيمه را هزيمت كردند و خود برفتند . و حسّان ملكى بود بزرگوار از ملوك تبابعه ، و پسر تبّع بن تبّع بن اسعد بود ، و پدرش را تبّع الاكبر خواندندى . و اين حسّان را نيز پسرى بود ، و او را تبّع الاصغر خواندندى . و اين آن بود كه با سپاه به مكّه آمد به حج به وقت موسم ، و به مكّه اندر غارى است ميان دو كوه اندر به عرفات ، و او را شعب المطابخ خوانند كه او مطبخهاى خويش بفرمود تا آنجا بنهادند ، و همه موسم را طعام داد آن سال ، و كعبه را يك دست جامه پوشيد از كسوت تن خويش ، حلَّه هايى كه قيمت آن كس ندانست الَّا خداى عزّ و جلّ ، و چنان جامه خلق نديده بود .

573

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 573
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست