نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 552
عاد بن ارم خواندندى و خداى عزّ و جلّ اندر نبى گفت : * ( أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ 89 : 6 - 7 ) * . پس ملكانى كزين دو قبيله برخاستند به جاى اشكانيان ، و ايشان را ارمانيان گفتندى ، و نامهاى ايشان و مقدار ملك ايشان ] و نگفته است اندر اين كتاب ، زيرا كه بس مدّت نبود ملك ايشان را . و ملوك طوايف ايشان را فرمان نكردند و ميان ايشان حرب افتاد ، و آن ملوك طوايف و ايشان را نيز با يك ديگر حرب افتاد . پس چون از عرب به بحرين اين اضطراب بديدند به زمين عراق و خبر بديشان شد كه ملك عراق بر ارمينيان مستقيم همى نباشد ، و ملوك طوايف ايشان را همى طاعت ندارند ، آن عرب از بحرين بيامدند و به حيره و انبار بنشستند و ملك عراق از دست ارمينيان بيرون كردند و ايشان را قهر كردند ، و اين نبطيان كه امروز به روستاها و سواد عراق اندراند ، همه از نسل ارمينياناند كه عرب ملك ايشان بستد . ايشان اندر آن دهها بپراگندند و كشت و ورز كردند و كشت و ورزشان خوش آمد و ملك دست باز داشتند . پس اوّل كسى از عرب بحرين كه به عراق آمد ، حيقاد النحوى بود با همه گروه خويش ، و از پس وى مالك بن زهير و جذيمه بيامدند با گروه خويش ، و باز غطفان بن عمرو و زهير بن الحرث و صبيح بن صبيح با همه عرب كه به بحرين بودند بيامدند ، همه به حيره گرد آمدند و از آنجا باز انبار آمدند ، و اين مردمان عرب كه به انبار بودند ايشان را يارى كردند تا ملك ارمينيان بستدند و عرب ملك زمين [ حيره ] و عراق بگرفتند ، و موصل و جزيره تا عقبهء حلوان و تا رى و همدان و اصفهان و جبال و قومس و خراسان تا لب جيحون ، و اين همه ملوك طوايف داشتند و ايشان از عجم بودند و عرب را فرمان نكردند ، و ملك سواد عراق به دست عرب بماند و هر روزى ايشان را با يك ديگر حرب بودى و كشتن بود چنان كه رسم عرب است . و همچنين همى بودندى از تبّع ملك يمن ، نامش اسعد و كنيتش ابو كرب ، تا خلقى بسيار از عرب و حمير و از اهل يمن و از عدنان از هر حىاى از عرب از يمن با تبّع بماندند و تبّع بر ايشان بگذشت و از سپاه وى از هر قبيلهاى خلقى بسيار به
552
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 552