نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 539
عيسى آن شب ايشان را طلب كرد ، هفت تن را بيافت . عيسى مر ايشان را بپرسيد و گفت : يكى از شما مرا فروخت به سى درم و جهودان را بر من دلالت كرد . آن كس كجاست ؟ گفتند : پشيمان شد و دانست كه گناه كرد و خويشتن را بكشت . عيسى گفت : اگر توبه كردى خداى را ، خداى توبهء وى بپذيرفتى كه هيچ گناه نيست كه به عفو خداى اندر نگنجد . پس عيسى وصيّت كرد يحيى را و آن هفت تن از حواريّين كه دين او را نگاه دارند و خلق را از پس وى به خدا خوانند و به دين خوانند ، و هر كسى را به جانبى از جهان بفرستاد كه به هر ناحيتى خلق را به خداى و به شريعت انجيل خوانند . دو تن را به روميّه فرستاد و پادشاهى روم و يونان ، يكى بطرس و يكى بولس ، و تا حدّ مغرب ايشان را داد ، و يكى را به زمين بابل فرستاد و عراق ، نام اوتوماس ، و تا حدّ [ a 100 ] مشرق او را داد ، و يكى را به قيروان و افريقيه فرستاد ، نام وى فبس ، و يكى را به دقيانوس فرستاد ، آن شهر اصحاب الكهف ، نام وى بخنّس ، و يكى را به بيت المقدّس فرستاد و بفرمود كه آنجا باشد با يحيى بن زكريّا و خلق را به دين خداى خواند ، نام آن يكى يعقوبس ، و يكى را به زمين حجاز فرستاد ، نام وى تلماس . چون عيسى يحيى را و حواريّين را خليفت كرد و ايشان را وصيّت كرد ، مريم را بدرود كرد و خداى عزّ و جلّ را دعا كرد تا او را به آسمان برد ، و ترسايان امروز آن شب را بزرگ دارند كه عيسى اندر آن شب از آسمان آمد و باز آسمان شد ، و آن شب را عيد دارند و بويها و كندر و دودها بسيار كنند اندر خانهء خويش و اندر كليساها . پس چون ديگر روز ببود ، حواريّين به ميان خلق آمدند و بگفتند كه دوش عيسى از آسمان فرود آمد و ما را وصيّت كرد خواندن خلق را به پيغامبرى وى . پس جهودان ايشان را بگرفتند و بزدند و باز داشتند و عذاب همى كردند كه از عيسى بيزار شويد ، و ايشان نشدند . و خبر از شام به ملك الرّوم شد . و به بيت المقدّس هردوس الاصغر ملك بود . ملك الرّوم را خبر شد كه اندر بيت المقدّس مردى بيرون آمد نام وى عيسى ، و خلق را آيتها نمود ، و از مادر آمد بىپدر ، و جهودان از پس آن كه آيتها بديدند ، او را بكشتند و بر دار كردند . اكنون مردمان او را همى عذاب كنند كه از وى بيزار شويد .
539
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 539