responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 509


هر سخنى كه بگويى به دست و پس اشارت كنى . و خداى سخن گفتن از وى باز داشت و ليكن زبان وى از ذكر خداى عزّ و جلّ و از نماز نبست و بدان نماند . * ( وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكارِ 3 : 41 ) * . يعنى صلى الله . بكرة و عشيّا . و به سورتى ديگر گفت : * ( ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا 19 : 10 ) * . يعنى : صحيحا من غير خرس و لا علَّة . با خلق سخن نتوانى گفتن سه روز بىآنكه زبانت را گنگى بود يا علتى و بيمارىاى . پس زكريا را زبان ببست و سه روز با خلق نتوانست گفتن .
و او امام بود به مزگت بيت المقدّس اندر ، چون وقت نماز ببود ، با ايشان سخن نگفت و همه گرد آمدند و ندانستند كه او را چه بوده است تا وى از محراب بيرون آمد و ايشان را اشارت كرد و گفت : شما نماز كنيد كه من سخن نتوانم گفتن ، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت : * ( فَخَرَجَ عَلى قَوْمِه من الْمِحْرابِ 19 : 11 ) * . يعنى صلَّوا للَّه بالغداة و العشى . پس يحيى بيامد و خداى او را پيغمبرى داد هم به زندگانى زكريّا ، پيش از پيغمبرى عيسى كه عيسى از پس وى پيغمبرى يافت . پس زكريّا را بكشتند از پس آنكه يحيى و عيسى پيغمبر گشته بودند .
و علما به كتاب تفسير اندر ايدون گويند كه يحيى از آن پيغمبران بود كه بر وى از آسمان كتاب آمد ، آنجا كه گفت : * ( يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ 19 : 12 ) * . يعنى : بجدّ . گفتا : يا يحيى ! اين كتاب خداى بگير و جهد كن تا آنچه اندر وى فرموده است بگزارى . و گروهى گفتند : بر وى كتاب نيامد و معنى اين كتاب را تورات خواهد . پس خداى عزّ و جلّ يحيى را بستود . * ( وَآتَيْناه الْحُكْمَ صَبِيًّا 19 : 12 ) * . گفتا : او را به كودكى معرفت دارم تا خداى را بشناخت و پيغمبران خداى را و تفسير تصديق كرد هم به كودكى . * ( وَحَناناً من لَدُنَّا وَزَكاةً 19 : 13 ) * . يعنى : و رحمة و طهارة . رحمت فرستادم بر يحيى از رحمت خويش ، و او را اندر ميان خلق پاك كردم از گناه و نجاست و جماع كردن كه هرگز به هيچ زنش حاجت نيامد . * ( وَكانَ تَقِيًّا 19 : 13 ) * . و پرهيزگار بنده‌اى بود . * ( وَبَرًّا بِوالِدَيْه 19 : 14 ) * .
فرمانبردار بود مادر و پدر را . * ( وَلَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا 19 : 14 ) * . يعنى : متكبّرا . و بر پدر و مادر گردنكش و بىفرمان نبود .
پس چون يحيى را خداى تعالى صفت كرد بدين نيكوييها ، و خود بر وى درود

509

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 509
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست