responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 508


* ( من لَدُنْكَ وَلِيًّا . يَرِثُنِي وَيَرِثُ من آلِ يَعْقُوبَ 19 : 5 - 6 ) * . يعنى النبوّة . مرا پسرى ده كه ميراث پيغامبرى از من و از آل يعقوب به وى رسد . * ( وَاجْعَلْه رَبِّ رَضِيًّا 19 : 6 ) * . تا او را بشارت داد به پسرى . و زكريّا به محراب اندر همى نماز كرد ، جبرئيل او را آگاه كرد : * ( فَنادَتْه الْمَلائِكَةُ وَهُوَ قائِمٌ يُصَلِّي في الْمِحْرابِ أَنَّ الله يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى 3 : 39 ) * . و اندر سورتى ديگر گفت : * ( يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُه يَحْيى 19 : 7 ) * . و او را يحيى خداى نام كرد ، و بر روى زمين هيچ كس را يحيى نام نبود و او را يحيى نام كرد از بهر آنكه از ميان دو پير آمد ، پدر و مادر پير ، چنان كه از ميان دو مرده زنده‌اى بيرون آيد .
و خداى همچنان كه يحيى نام كرد كه كس را نبود ، همچنان صفتى كرد اندر قرآن يحيى را هيچ كس را نكرد ، گفت : * ( مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ من الله 3 : 39 ) * . يعنى الصدّيق و سيدا . و خداى هيچ كس را سيّد نخواند مگر يحيى را . و علما به تفسير اندر ايدون گفتند :
سيدا يعنى حليما . يحيى را با حلم آفريد تا از خلق رنج و بىادبى برگرفت تا مهتر گشت . پس گفت : و حصورا [ و الحَصُور ] الَّذِى قَدْ جَعَلَ الماءَ فِى صُلْبه فَلا يُحتاجُ الَى النّساءِ و ليس بِعِنّين . يحيى را چنان آفريدم كه خويشتن را به هيچ زن مشغول نكند از داشتن او را كه خلق به زنان هلاك شوند و خويشتن را ايدون باز دارد كه آن او را عبادت گردد و به زنش حاجت نيايد . پس گفت : * ( وَنَبِيًّا من الصَّالِحِينَ 3 : 39 ) * . پيغمبرى بود [ يحيى ] از نيكان پيغامبران . زكريّا چون بشنيد ، عجب آمدش ! جبريل را گفت :
* ( أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ [ وَامْرَأَتِي عاقِرٌ ] 3 : 40 ) * . مرا پسرى از كجا آيد و من پير شدم و زنم پير شد و حيض از زنم برفت ! و گروهى گفتند : زن وى هرگز حايض نشده بود . پس جبريل گفت : * ( قال كَذلِكَ الله يَفْعَلُ ما يَشاءُ 3 : 40 ) * . خداى هر چه خواهد كند . زكريّا از شادى آن بشارت را كه جبريل گفت ، خواست كه او را آيتى بنمايد تصديق سخن جبريل را و ايدون گفت :
* ( قال رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً 3 : 41 ) * . خداى تعالى گفت : * ( آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً 3 : 41 ) * . به بشارت من كه رسول من و فريشتهء من گويد نيز هم آيتى خواهى ؟ ! چرا اين چنين سخن گفتى ؟ آيت آن است كه اين زفان كه به دو سخن گفتى و آيت خواستى خاموش كنى از سخن گفتن تا سه روز ، با خلق سخن نتوانى گفت مگر به اشارت ، به

508

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 508
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست