responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 455


اسا از مزگت بيرون آمد و قوم را بگفت و خود از شهر بيرون شد كه حرب كند .
چون نگاه كردند دوازده تن نبودند ، و پيش لشكر زرخ شدند و بر بلندى بايستادند .
چون زرخ ايشان را بديد سر بجنبانيد و سخت اندوه آمدش ، و گفت : اين مردمان بر من فسوس داشتند ، و من از جاى خويش با چندين هزار لشكر از بهر آن آمدم تا با اين قدر مردم حرب كنم ؟ ! و من ننگ دارم كه با اين مردم حرب كنم . كس فرستاد و آن مردمان كه از شهر سوى او شده بودند بخواند و گفت : مرا بياورديد تا با اين مايه مردم برابرى كنم و من عار دارم با اين مردم حرب كردن و شما مرا فسوس داشتيد . و بفرمود تا ايشان را همه گردن بزدند . و كس سوى اسا فرستاد و گفت : من ننگ دارم با تو حرب كردن ، خدايت را بخوان تا او را ببينم و با سپاه او حرب كنم .
اسا سوى او كس فرستاد و گفت : اى مسكين بيچارهء بدبخت ! ترا با خداى عزّ و جلّ قوّت نيست و او را غلبه نتوانى كردن و ندانى كه همى چه گويى . زرخ گفت :
هر كه كماندارانيد و تير دانيد انداختن پيش آييد . تير اندازان لشكر پيش رفتند .
ايشان را گفت : هر يكى تيرى بيندازيد و تير باران كنيد تا جمله هلاك گردند . قرب صد هزار مرد تير انداز پيش آمدند . خداى عزّ و جلّ فريشتگان بفرستاد تا چون تيرها از كمانها گشاد دادند ، آن تيرها را رد كردند و باز آن كس انداختند كه انداخته بود و بكشتند .
زرخ بترسيد و سپاه را گرد كرد و گفت : اين مرد سپاه ندارد و ليكن جادو است و ما را به جادويى غلبه كرد . و فريشتگان را به زرخ نمودند كه از آسمان همى آمدند و تير همى انداختند تا بسيار خلق از سپاه زرخ هلاك كردند . و فريشتگان آهنگ آن سپاه كردند و شمشيرها همه از دست ايشان بستدند و گردنشان مىزدند . چون زرخ چنان ديد ، روى به هزيمت نهاد و بر گرديد . اسا دست به دعا برداشت و گفت : خدايا ! تو او را هلاك كن تا باز قوم نشود ، اگر او باز قوم شود ديگر باره سپارد .
خداى عزّ و جلّ سوى او وحى كرد كه تو و قوم تو بر جاى بباشيد كه اين همه لشكر هلاك شود و هر چه اندر او مال و خواسته است از زر و سيم و جواهر و سلاح ترا و لشكر تو را دهم . و زرخ آهنگ گريز كرد و كشتيها بساخت تا به دو اندر نشيند و

455

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 455
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست