responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 402


چون طالوت بيدار شد ، تيرها يافت نام داود بر وى نبشته ، دانست كه داود بر وى دست يافته است و نكشته . گفت : داود از من جوانمردتر است كه چون بر او دست نيافتم شمشير زدم ، و او بر من دست يافت و نكشت . پس طلب داود و دختر همى كرد تا روزگارى بر آمد . روزى سوار به دشت شد و داود و دختر را همى جست ، ناگاه داود را از دور بديد . آهنگ او كرد . داود بگريخت و بدويد . چون داود بدويدى ، اسب او را اندر نيافتى . و طالوت از پى او همى تاخت تا به كوهى رسيد .
غارى بود ، در آن غار شد . و خداى عزّ و جلّ عنكبوت را بفرستاد تا بر در آن غار تنيد . و طالوت چون به در غار رسيد ، عنكبوت بر در تنيده بود . بازگشت و به شهر آمد . و چهل سال از ملك او تمام شد . پس شنيد كه علما او را ملامت همى كنند بر آنكه به جاى داود كرد . ايشان را بخواند و همه را بكشت تا اندر بنى اسرائيل هيچ عالم نماند مگر يكى پير زن كه مستجاب الدّعوه بود .
طالوت او را بفرمود آوردن و به دست صاحب شرط داد و گفت : اين را بكش .
صاحب شرط مردى بخرد بود ، با خود گفت : اندر همه بنى اسرائيل شايد كه يكى زن عالمه بماند . آن زن را به خانه برد و نيكو همى داشت . پس چون روزگار بر آمد ، طالوت از كشتن علما پشيمان شد و گريستن گرفت و گفت : بپرسيد و ببينيد كه اندر بنى اسرائيل هيچ عالمى مانده است كه از او بپرسيم تا خود مرا توبه هست ؟ صاحب شرط گفت : ايّها الملك ! مثل تو همچنان است كه آن كاردار به دهى فرود آمد به اوّل شب بانگ خروس شنيد گفت : اين شوم باشد . بفرمود تا هر خروس كه اندر آن ديه بود همه را بكشتند . چون بخواست خفتن ، چاكران را گفت : [ a 77 ] چون خروس بانگ كند مرا بيدار كنيد . چاكر گفت : تو بدين ده اندر هيچ خروس بنگذاشتى تا بانگ كند .
طالوت از اين سخن بگريست و هم اين حاجب را كه صاحب شرط بود خواهش كرد و گفت : من هيچكس را ندانم ، يكى عالم را طلب كن . حاجب گفت : ايّها الملك ! من كس را ندانم مگر آن زن كه مرا گفتى او را بكش ، من نكشتم و از اين روز همى ترسيدم . گفتا : هم اكنون او را بيار . حاجب زن را پيش طالوت آورد . زن را

402

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 402
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست