responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 352


بودند ، و سامرى گوساله از آن زر كرده بود كه از فرعون و قومش جدا كرده بودند به دريا اندر .
چون موسى باز آمد و خواست كه آن گوساله را بسوزد و خاكش به باد بر دهد تا ايشان بدانند كه اگر اين گوساله خداى بودى ، آتش از خويشتن باز داشتى . پس موسى قارون را گفت : اين را بسوز . و زر هرگز نسوزد و ليكن اندر آتش بگدازد و هر چند آتش يابد صافىتر شود و غش از او بشود و از اصلش هيچ كم نشود . قارون موسى را گفت : اين را چگونه بسوزم كه آتش زر را نسوزد ؟ موسى دعا كرد خداى عزّ و جلّ او را آن كيميا كه زر از او كنند بنمود ، و آن گياهى است و حال آن چنان است كه چون او را خشك كنند و با داروهاى ديگر بياميزند و بر سيم افگنند زر شود ، و اگر او را بتنها بىدارويى بر زر افگنند ، زر خاكستر شود از نيرو كه اندر آن گياه است . و از آن گياه بر لب آن دريا بسيار بود و ليكن كس آن را نشناخت ، و پيش از آن كس كيميا نديده بود و نشناخته .
پس موسى دعا كرد تا او را حيلت آموزد تا آن زر بسوزد . خداى موسى را وحى كرد و آن گياه او را بنمود و بياموخت كه اين را چون با داروهاى ديگر بياميزى و اندر آتش كنى با نقره زر گردد و چون تنها بر زر افگنى زر را بسوزد . و بعضى مردمان چنين گويند كه كيميا از آسمان به وحى به موسى آمد و از اين خبر همى گويند ، و ليكن اين علم امروز بر روى زمين نيست و خلق در طلب او بسيار روزگار برند و هيچ چيز نتوانند كردن . و ليكن بدان كه كيميا را اصلى است و كس نداند مگر خداى عزّ و جلّ .
و از ابو يوسف القاضى روايت كنند شاگرد ابو حنيفه كه هر كه خواسته نفقه كند به طلب كيميا كردن مفلس گردد . و هر كه دين به داورى و علَّت درست خواهد كردن زنديق شود ، و هر كه حديثهاى غريب طلب كند دروغزن گردد .
پس موسى قارون را آن كيميا بياموخت ، قارون موسى را گفت : اين داروها نيز مرا بياموز تا بنگرم كه زر گردد ، پس بدانم كه آن زر به آتش سوزد يا نه ؟ و موسى آن داروها او را بياموخت . پس آنگاه آن گوسالهء زرّين بر آتش نهاد و آن گياه

352

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 352
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست