نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 30
هدف غائى طبرى را در نيافته بودهاند . طبرى خود در اين باره توجيهى خردمندانه و مستدل دارد : خوانندهء اين كتاب بداند كه استناد ما بدانچه در اين كتاب مىآوريم به روايات و اسنادى است كه از ديگران ، يكى پس از ديگرى به ما رسيده ، و من نيز خود از آنان روايت مىكنم و يا سند روايت را به ايشان مىرسانم ، نه آنكه در آوردن مطالب تاريخ استنباط فكرى و استخراج عقلى شده باشد . . . اگر ناظر و شنوندگان اخبار اين كتاب به برخى داستانها و قصّه ها برخورند كه عقل وجود آنها را انكار كند و جامعه شنيدن آنها را ناخوش دارد ، نبايد بر من خرده گيرى و عيبجويى كنند ، چه آنكه اين گونه اخبار را ديگران و پيشينيان براى ما نقل كردهاند و ما نيز آنها را چنان كه شنيدهايم در كتاب خود آورديم . طبرى گاه شعر مىسرود ، و به گفتهء قفطى در كتاب المحمّدين من الشعراء : « وى كه خدايش بيامرزاد شعرى برتر از شعر علماء مىگفت » : < شعر > اذا أعسرت لم يعلم رفيقى و أستغنى فيستغنى صديقى حيائى حافظ لى ماء وجهى و رفقى فى مطالبتى رفيقى و لو أنّى سمحت بماء وجهى لكنت الى الغنى سهل الطريق < / شعر > « چون تنگدست گردم دوستم آگاه نمىشود . من اظهار بىنيازى مىكنم و دوستم نيز بىنياز مىشود . « شرم من نگهدار آبروى من است ، و نرمى و مرافقت من در خواستن بهترين دوست من است . « اگر آبروى خود را برايگان از دست مىدادم ، به آسانى توانگر مىشدم . » < شعر > خلقان لا ارضى طريقهما بطر الغنى و مذلَّة الفقر < / شعر >
مقدمه 30
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 30