responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 195


ليان اجابت كرد و اين شرط بنهادند و هفت سال يعقوب او را شبانى كرد . چون هفت سال سپرى شد ، دختر از او بخواست و او دختر به شب به خانهء يعقوب فرستاد ، و دختر مهتر را فرستاد . چون ديگر روز ببود ، يعقوب بيامد و گفت : اى خال ! من نه اين دختر خواستم ، دختر كهتر خواستم ، راحيل . خالش گفت : اى پسر ! زشت بود و من ننگ دارم كه نخست دختر كهتر به خانهء شوى فرستم و دختر مهتر به خانه مانده بود ، و مردمان مرا بدان عيب كنند . پس اگر چنين خواهى ، هفت سال ديگر شبانى كن تا اين دختر كهتر را نيز ترا دهم . و بدان زمانه اندر و به دين ابراهيم عليه السّلام حلال بودى كه مردى دو خواهر بيكبار به زنى كردى . و همه آل ابراهيم بر اين بودند تا به وقت موسى عليه السّلام . پس خداى عزّ و جلّ به تورات اندر حرام كرد و به انجيل حرام كرد و به قرآن نيز حرام كرد و ايدون گفت به قرآن اندر : * ( وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ 4 : 23 ) * . يعنى آنكه گذشت به دين ابراهيم اندر .
پس يعقوب هفت سال ديگر شبانى كرد ، و چون خالش بدانست كه دختران ، هر دو ، يعقوب بخواهد بردن ، خواستهء خويش بر يعقوب فراخ كرد و او را گوسپندان بخشيد ، و هر دو دختران به خانهء يعقوب آمدند ، و خواستهء يعقوب از خواستهء او بيشتر شد ، و هفت سال ديگر آنجا ببود با خال . و او را از ليا خواهر بزرگتر شش پسر آمد : پسر مهتر را نام روئيل و ديگر شمعون و سديگر يهودا و چهارم لاوى و پنجم يالون و ششم بسحر ، و سالها بر آن برآمد و از راحيل هيچ فرزند نيامد .
و اين راحيل را يكى كنيزك بود نيكو روى نام او زلفه ، و آن را به يعقوب بخشيد و گفتا : ترا از من هيچ فرزند نيامد ، اين كنيزك ترا بخشيدم تا مگر ترا از او فرزند آيد .
يعقوب را از اين زلفه دو پسر آمد : يكى دارم و ديگر زمران . و ليا را نيز كنيزكى بود نام او بلهو . ليا اين بلهو را نيز به يعقوب بخشيد . و يعقوب را نيز از او دو پسر آمد :
يكى را نام حار و ديگر اشر . و يعقوب را ده پسر تمام شد . پس به آخر يعقوب را از راحيل پسرى آمد او را يوسف نام كرد و يازده پسر تمام شد ، و كهتر از همه يوسف بود و نيكوروىتر بود و بر پدر گرامىتر بود .
پس يعقوب بيست و يك سال به زمين شام بود و خواسته اش بسيار شد و آرزو

195

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 195
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست