نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 179
پس چون دانست كه فرزندان او بتپرستند گفت : * ( رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً من النَّاسِ 14 : 36 ) * . گفت : بتان بسيار كس را از راه ببرد . * ( فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّه مِنِّي 14 : 36 ) * . و هر كه از فرزندان ، مرا متابع شوند ، وى خود از فرزندان من است و بدين جهان با من است . * ( وَمن عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ 14 : 36 ) * . و هر كه مرا عاصى شود ، او را هلاك كن تا نگويند كه بر فرزندان خويش دعاى بد كردى . و لكن گفت : تو آمرزگارى و بخشندهاى مر عاصيان را . پس گفتا : * ( رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ من ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ 14 : 37 ) * . گفت : مر اسماعيل را و فرزندان او را بدين وادى بنشاندم بدين جاى بىكشت و بىگياه ، بدين خانهء تو . * ( رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ 14 : 37 ) * . از بهر اين تا ترا پرستند . * ( فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً من النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ من الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ 14 : 37 ) * . و دلهاى مردمان سوى ايشان خواهان كن تا از كشتها و ميوه ها كه به شهرهاى ديگر بود ، سوى ايشان كشند بازرگانان ، تا ايشان ترا شكر كنند . خداى عزّ و جلّ او را اجابت كرد ، و اكنون به مكّه كشت نيست و از شهرهاى ديگر كشت كنند در گرد جهان از مصر و يمن و آن ديگر جايها ، و همه را آنجا كشند تا از هر ميوهاى و نعمتى بيشتر بود از آنكه بر آن شهرها كه خود خيزد . پس چون ابراهيم عليه السّلام دعا سپرى كرد ، خداى گفت : * ( طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ 2 : 125 ) * . خانهء مرا پاك كن به كسهايى كه از گرد جهان بيايند و طواف كنند و نماز كنند . پس گفت : * ( وَأَذِّنْ في النَّاسِ [ a 34 ] بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا 22 : 27 ) * . و آگاه كن خلق را از اين خانه كه بنا كردى تا بيايند و حجّ كنند . * ( يَأْتُوكَ رِجالًا وَعَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ من كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ 22 : 27 ) * . تا بيايند پياده و سواره از هر جايى به حجّ و زيارت كنند . جبريل عليه السّلام مر ابراهيم را گفت : آواز كن خلق را و به حجّ اين خانه خوان . گفتا : يا جبريل كه را خوانم كه اندر اين كوهها كس نيست . گفتا : تو بخوان تا خداى بشنواند آن را كه وى خواهد همچنانكه فخر بنا كردن اين خانه ترا بود ، فخر خواندن نيز ترا باشد . ابراهيم صلوات الله عليه بر سر كوه رفت و آواز كرد و گفت : ايُّهَا النّاس انَّ الله تعالى قَدْ بَنَى لَكُمْ بَيْتاً وَدَعاكُمْ الَى حَجّةٍ فَأَجِيبُوه . گفت : اى مردمان ! خداى عزّ و
179
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 179