responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 160


همچنانكه گفت : * ( إِذْ قال لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ 26 : 106 ) * . اين همه برادرى نسب خواست نه برادرى دين ، و معنى آنكه گفت : * ( كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ 26 : 160 ) * . بدين جماعت لوط را خواست تنها ، كه پيش از لوط ايشان را هيچ پيغمبر نبود ، و ديگر گفت : * ( كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ 26 : 105 ) * . نوح را خواست تنها ، و پيش از نوح ايشان را هيچ پيغامبر نبود . و هم اندر قوم شعيب را ايدون گفت : * ( كَذَّبَ أَصْحابُ الأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ 26 : 176 ) * . صالح را خواست تنها . * ( كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ 26 : 123 ) * . عاد را خواست تنها .
و اندر لغت عرب بسيار آيد كه لفظ يكى بود و يا دو ، و جماعت را خواهد . فاما لفظ جماعت ، معنى يك تن را خواهد كه كم آيد به كلام اندر و به شعر اندر . و اين باب جز به قرآن اندر نيايد . ازيرا كه اين معنى بجز قرآن نيامده است . و اين بابى از لغت عرب است سخت نيكو .
پس قوم لوط ، لوط را ايدون گفتند : * ( قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَه يا لُوطُ لَتَكُونَنَّ من الْمُخْرَجِينَ 26 : 167 ) * . گفتند : يا لوط ! اگر تو از اين سخن كه مىگويى و ما را بدان همى خوانى و دعوت پيغامبرى كه همى كنى توبت نكنى و باز نيايى ، ما ترا از ميان قوم خويش بيرون كنيم .
لوط را چهار دختر بود از آن زن كافره ، و دختران مسلمان بودند و بر دين لوط بودند و مادرشان بر دين خويش بود بر كفر ، [ a 30 ] و لوط را نيز خواسته و چهارپايان بود و نيز مهمانان آوردى از غريبان ، و ايشان مهمان او را بگرفتندى و لوط را گفتندى كه كس را مهمان مكن . پس لوط كس را مهمان نيارستى كردن . چون سالى چند بر آمد ، كس به دو نگرويد مگر آن دختران او و آن قوم كه به خانهء او اندر بودند كه خداى عز و جل ايشان را اهل او خواند ، آنجا كه گفت : * ( رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ 26 : 169 ) * . خداى گفت : * ( فَنَجَّيْناه وَأَهْلَه أَجْمَعِينَ . إِلَّا عَجُوزاً في الْغابِرِينَ 26 : 170 - 171 ) * . آن همه كسها آن بودند كه اندر خانهء او بودند ، از فرزندان و فرزندزادگان . و از بيرون خانه از بيگانگان كس به دو نگرويده بود . و لوط صبر همى كرد بر بلاى ايشان ، و هر گاه كه سوى ابراهيم آمدى گله كردى از قوم خويش . و ابراهيم او را صبر فرمودى . تا سالها بر آمد و لوط را نيز صبر نماند ، دعا كرد و گفت : * ( رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ 29 : 30 ) * .

160

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 160
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست