نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 148
بسيار شد . و خداى عز و جل اندر قرآن ياد كرد و ايدون گفت : * ( قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ من قَبْلِهِمْ فَأَتَى الله بُنْيانَهُمْ من الْقَواعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ من فَوْقِهِمْ وَأَتاهُمُ الْعَذابُ من حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ 16 : 26 ) * . پس چون آن مناره فرود آمد ، نمرود متحير گشت و سوگند خورد كه من از خداى آسمان باز نگردم تا او را نبينم و بر آسمان بر نشوم ، و بفرمود تا چهار كركس بچه بياوردند خرد ، و ايشان را ده ساله كردند و قوى گشتند . پس بفرمود تا قفصى كردند چهار سوى ، چنان كه دو مرد اندر آنجا بتوانستندى نشستن . و آن قفص را دو در كرد ، يكى زير و يكى زبر . و به چهار گوشهء قفص ، چهار چوب باريك دراز اندر بست و بر سر هر يكى پارهاى گوشت بنهاد . و آن كركسها را سه روز گرسنه داشت ، پس بيرون آوردشان ، و خود با يك تن از خاصگان خود بدان قفص اندر نشست ، و در زيرين ببست و بفرمود تا چهار كركس بر چهار گوشهء قفص ببستند زير چوبها ، و از زير گوشت بديدند بر سر چوب ، و آهنگ گوشت كردند تا مگر گوشت را بگيرند . قفص را از زمين برگرفتند و به هوا اندر بردند و يك شبانروز بشد . نمرود آن مرد را كه با او بود گفتا : در قفص از سوى آسمان بگشاى تا چه بينى . در بگشاد و بنگريست ، نمرود را گفت : آسمان بر حال خويش است . نمرود نيز بنگريست . همچنان ديد كه از زمين ديده بود . باز در ببست و بفرمود تا در زيرين بگشادند ، نمرود بنگريست همه زمين آب ديد و درياها . پس بفرمود تا در ببستند و يك شبانروز ديگر صبر كردند و كركسان همچنان به هوا بر همى شدند . پس بفرمود تا در سوى آسمان بگشودند ، نمرود بنگريست آسمان را هم بر حال خود ديد . در زير بگشادند نه آب ديد و نه [ هيچ چيز ] ، و اين زمين را ديد چون گوى خرد . باز درها ببست و يك شبانروز ديگر صبر كرد . پس در آسمان بگشاد ، آسمان را همچنان ديد كه از زمين ديده بود و در زير بگشاد ، هيچ نديد مگر تاريكى و دود . نمرود بترسيد و در زمين ببست و خود با يارش برخاست و آن چوبها كه گوشت بر آن كرده بود بگردانيد و آن سر كه بالا بود زير كرد و كركسان آهنگ زير كردند و آن قفص از آسمان فرود آمد به زمين . و به هوا اندر بانگ آمد از پرهاى كركسان ، و هر خلقى كه
148
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 148