responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 111


و به عبرانى عابر بن شالخ بن ارفحشد بن سام بن نوح بود . و هود را برادر ايشان خواند و گفت : * ( وَإِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً 7 : 65 ) * . يعنى : و ارسلنا الى عاد اخاهم هودا . و برادرى دو گونه است يكى به نسبت و يكى به قرابت . و اين برادرى به قرابت است .
پس هود ايشان را به خداى عزّ و جلّ خواند و گفت : * ( اعْبُدُوا الله ما لَكُمْ من إِله غَيْرُه 7 : 59 ) * .
پس ايشان به آن قوّت فريفته شدند و گفتند : من اشدّ منّا قوّة . خداى عزّ و جلّ فرمود : * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا أَنَّ الله الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً 41 : 15 ) * . گفتند : كيست از ما قوىتر كه ما را عذاب تواند كرد ؟ خداى عزّ و جلّ گفت : ندانستند كه آن خدايى كه ايشان را بدان قوّت آفريد از ايشان قوىتر است . و معنى : * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا 41 : 15 ) * ، أ و لم يعلموا باشد .
و اين قوم عاد فزون از پنجاه هزار بودند . پس هود عليه السّلام با ايشان عتاب كرد و گفت : * ( أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ 26 : 128 ) * . گفت : به هر جايى بنا همى كنيد ، علامتى و خانه‌اى ، و نپسنديد و باز همى كنيد و ديگر بنا همى كنيد چنان كه بازى كنند . و * ( تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ 26 : 129 ) * . و كوشكها بنا كنيد به محكمى و استوارى ، مگر بدين جاى جاويد خواهيد بودن ؟ ! * ( وَإِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ 26 : 130 ) * . و چون بر كسى خشم گيريد چنان گيريد كه جبّاران . و خشم گرفتن جبّاران چنان باشد كه هيچ رحمت و بخشايش اندر آن نبود . * ( فَاتَّقُوا الله وَأَطِيعُونِ 26 : 131 ) * . از خداى عزّ و جلّ بپرهيزيد و بترسيد و مرا فرمان بريد . پس نعمتهاى خداى عزّ و جلّ بر ايشان ياد كرد و گفت :
* ( وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُمْ بِما تَعْلَمُونَ ، أَمَدَّكُمْ بِأَنْعامٍ وَبَنِينَ ، وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ، إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ 26 : 132 - 135 ) * . بپرهيزيد از خدايى كه شما را از اين جهان آن داد كه شما دانيد ، و شما را چهارپايان و فرزندان داد و بوستانها و چشمه هاى آب داد . و از بهر آن اوّل چهار پايان ياد كرد . معنى آنست كه مردم را تا خواسته گرد نيايد [ a 21 ] آرزوى فرزندش نباشد ، و چون خواسته نبود ، فرزند و بال بود ، هر چند از او شادى بود .
و هود پنجاه سال ايشان را همى خواند و پند همى داد ، و او را ايدون جواب دادند و گفتند : * ( سَواءٌ عَلَيْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ من الْواعِظِينَ 26 : 136 ) * . خواهى پند ده خواهى مده بر ما يكيست ، ما به تو نخواهيم گرويدن . چنان كه خداى تعالى جلّ جلاله از ايشان

111

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 111
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست