نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 496
خبر ملوك طوايف كه از پس اسكندر بودند بدان كه از پس ذو القرنين لشكر يونانيان به يونان بازگشتند و جهان به دو نيم گشت . اما از لب دجله از اين سوى تا حدّ اصفهان و عراق و قهستان و رى و جبال و طبرستان و كرمان و خراسان تا لب جيحون همه از ملوك طوايف بودند . به هر شهرى ملكى و به هر دهى ملكى و مهترى . نه كس مر كس را فرمان كرد و نه كس مر كسى را خراج داد و نه ملك پديد بود . و از لب دجله از آن سوى آنكه از زمين عراق بود تا موصل و جزيره و كوفه و باديه و زمين شام و حجاز و يونان و يمن تا حدّ مغرب به دست ملك يونانيان بود از گروه اسكندر . و اسكندر را پسرى بود نام وى اسكندروس ، او را در يونان دست باز داشته بود با ارسطاطاليس . آن پسر بزرگ شده بود و علم و حكمت آموخته . چون سپاه به يونان رسيد و اسكندر را به گور كردند ، همه سپاه بر پسرش گرد آمدند و ملك به وى سپردند . او نپذيرفت و گفت : من به عبادت خداى مشغول شوم و كار آن جهان كنم ، مرا ملك به كار نيست و من بيش از پدرم نشوم ، و آخرش مرگ بود . و از ميان خلق بيرون آمد و به عبادت خداى مشغول شد . و آن سپاه چاره نيافتند از ملكى ، و مردى را ز اهل بيت ملك بنشاندند نام وى يوغوس ، و آن سپاه بر وى گرد آمدند و ملك يونان بگرفت و از مصر و يمن و مغرب و زمين شام و عراق تا لب دجله . و بنى اسرائيل را به زمين بيت المقدّس نيكو داشت و يك تن از ايشان بر ايشان مهتر
496
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 496