33088 - ( رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : ) هنگامى كه مرا به آسمان هفتم بردند ، جبرئيل به من گفت : يا محمد ، اين كرامت و مقام ترا هرگز هيچ ملك مقرب و پيامبر مرسلى به آن نرسيده است ، آنگاه خدا به من توجهى نمود . هنگامى كه از پيش خدا برگشتم ، از وراء حجاب ندا آمد : كه چه پدر خوبى است پدر تو ابراهيم و چه برادر خوبى است برادر تو على ( عليه السلام ) براى او وصيت به خير و نيكى كن . به جبرئيل گفتم : آيا مىتوانم به قريش بگويم كه من خدايم را زيارت كردم ؟ جواب داد بله . گفتم : آخر قريش مرا تكذيب خواهند كرد . جبرئيل گفت : ابوبكر در ميان آنهاست كه نزد خدا صديق مىباشد ، او ترا تصديق خواهد نمود . آنگاه گفت : به عمر سلام مرا برسان ! سنگريزهها در دستان پيامبر صلى الله عليه وآله و در دستان ابوبكر و عمر و عثمان خدا را تسبيح كردند ! ! - اسد الغابه ج 3 ص 214 ابو محمد عبد الرحمان بن عثمان . . . از ضحاك روايت مىكند : ( يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقين ) ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا بترسيد و با صادقين باشيد ) مراد از صادقين ابوبكر و عمر است . خيثمة بن سليمان . . . از ابو حجيفة سوائى روايت مىكند : مىخواهى بدانى كه بهترين اين امت بعد از پيامبرشان كيست ، ابوبكر و عمر و شخصى ديگر . خيثمه . . . از انس روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم هفت سنگريزه از روى زمين برداشت ، سنگريزهها در دستان حضرت تسبيح كردند ، سپس آنها را به ابوبكر و عمر و عثمان داد ، همانگونه در دستان آنها تسبيح نمودند . - كنز العمال ج 12 ص 406 35441 - حسن از انس روايت مىكند : پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم هفت سنگريزه از زمين برداشت ، سنگريزهها در دستان حضرت تسبيح گفتند ، آنها را به ابوبكر و عمر و عثمان داد ، در دستان آنها هم تسبيح گفتند . . . 35442 - ثابت بنانى از انس روايت مىكند : پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم سنگريزههائى از روى زمين برداشت . سنگريزهها در دستان حضرت چنان تسبيح كردند كه صدايشان را شنيديم