زنها نپرسيدم ، فرمود : پدرش ( ابوبكر ) پرسيدم : بعد از ابوبكر ؟ فرمود : حفصه ( دختر عمر ) گفتم : از زنها نپرسيدم ، فرمود : پدر حفصه ( عمر ) گفتم : يا رسول الله ، على ( عليه السلام ) چطور ؟ او محبوبترين فرد نزد شما نيست ؟ ) حضرت رو به ديگران كرد و فرمود : على كه خود من است . < فهرس الموضوعات > چگونه عمرو بن عاص از عمر و ابوبكر تعريف مىكند در حاليكه از او نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله شكايت كردند ؟ ! ! < / فهرس الموضوعات > چگونه عمرو بن عاص از عمر و ابوبكر تعريف مىكند در حاليكه از او نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله شكايت كردند ؟ ! ! - مجمع الزوائد ج 5 ص 319 عمرو بن عاص مىگويد : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم مرا فرمانده سپاه در غزوه ذات السلاسل كرد ، دستور دادم ، هيچكس حق آتش روشن كردن ندارد ، سه بار اين دستور را تكرار كردم ، مردم نزد ابوبكر رفته ، گفتند : با عمرو بن عاص صحبت كن بلكه اجازه آتش روشن كردن را بدهد . عمرو در جواب گفت : هر كسى آتش روشن كند ، خودش را در همان آتش خواهم انداخت . پس از آنكه با دشمن روبرو شدند ، با حمله مسلمانان دشمن فرار كرد . عمرو اجازه نداد ، آنها را تعقيب كنند . پس از آنكه نزد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم برگشتند ، از عمرو نزد حضرت شكايت كردند . عمرو عرض كرد : يا رسول الله تعدا ما كم بود ، ترسيدم دشمن را دنبال كنند ، گرفتار كمين دشمن يا نيروى كمكى آنها شوند ، حضرت از او تقدير فرمود . در روايت ديگرى آمده : عمرو گفت : ترسيدم آتش روشن كنند ، آنوقت دشمن متوجه شود كه تعداد نيروهاى ما كم است . . . . . < فهرس الموضوعات > عمرو بن عاص هيچگاه عمر و قبيله او بنى عدى را احترام نمىكرد . چرا كه خود را شخصيتى مىدانست و عمر را از عوام ! ! < / فهرس الموضوعات > عمرو بن عاص هيچگاه عمر و قبيله او بنى عدى را احترام نمىكرد . چرا كه خود را شخصيتى مىدانست و عمر را از عوام ! ! - كنز العمال ج 5 ص 852 14550 - عبدالرحمان بن عبدالعزيز مىگويد : عمر بن خطاب محمد بن مسلحه را با نامهاى نزد عمرو بن عاص فرستاد ، در نامه نوشته بود : شما كارگزاران ( بجاى كار كردن ) مال حرام جمع مىكنيد و مىخوريد و به ديگران مىدهيد ، محمد بن مسلمه انصارى را فرستادم تا اموالت را تقسيم كند ، اموالت را در اختيار او قرار ده . هنگامى كه محمد بن مسلمه پيش عمرو بن عاص رفت ،