responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الفاروق ( فارسي ) نویسنده : مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة    جلد : 1  صفحه : 564


رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم حرف خود را تكرار كرد و من هم هر سه بار مطلب خود را تكرار كردم تا آنكه حضرت فرمود : ابا قتاده چه مىگوئى ؟ قضيه را تعريف كردم ، يك نفر گفت : او راست مىگويد او كشته است و غنائمش هم پيش من است ، سپس به حضرت عرض كرد : يا رسول الله او را راضى كن كه غنائمش مال من باشد . ابوبكر ( از پيش خود و بدون اجازه ) گفت : نه به خدا قسم نمىشود ، ديگرى بجنگد ، غنائمش مال تو باشد . حضرت هم غنائم را گرفت و به صاحبش داد ، او هم با آن باغى در بنى سلمة خريد كه اولين مالى بود كه در اسلام بدست آورده بود .
- بخارى ج 8 ص 113 قتيبه . . . . . از ابو قتاده روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم در جنگ حنين فرمود : هر كس كافرى را كشته باشد ، غنائمش هم مال اوست ، من هم كسى را كشته بودم ، اما شاهدى نداشتم . قضيه را براى حضرت تعريف كردم ، يكى گفت بله اسلحه‌هاى آن شخص پيش من است ، يا رسول الله او را راضى كن كه اين غنائم را به من ببخشد . ابوبكر گفت : نه ، نمىشود ، يكى از شيران خدا بجنگد و تو غنائمش را بردارى . حضرت هم دستور داد غنائم را به من دادند ، آنها را فروختم و باغى خريدم ، و اين اول بارى بود كه مالى بدست مىآوردم .
- مسلم ج 5 ص 147 عبدالله بن مسلمه قعنبى . . . از ابو قتاده روايت مىكند : در جنگ حنين هنگامى كه طرفين با هم روبرو شدند ، ابتدا مسلمانان خوب جنگيدند ، ( بعدا فرار كردند ) من ديدم كه يكى از مشركين روى سينه مسلمانى نشسته ، از پشت سر با شمشير چنان ضربه‌اى بر شانه او زدم كه زرهش را شكافت ، ولى بلند شد و مرا گرفت ، چنان فشارم داد ، نزديك بود بميرم ، اما ضربه كار خودش را كرد ، و قبل از آنكه بتواند به من آسيبى برساند ، مرد . فرار كردم ، تا به عمر رسيدم ، به او گفتم : چرا مردم فرار كردند ؟ گفت : خدا دستور داده است . بعد از آنكه جنگ تمام شد و همه برگشتند ، پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم فرمود : هر كس كافرى را كشته غنائم آن كافر مال كسى است كه او را كشته ، من گفتم : كى حاضر است شهادت بدهد كه آن كافر را من كشتم ؟ سه بار رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم حرف خود را تكرار كرد و من هم هر سه بار مطلب خود

564

نام کتاب : الفاروق ( فارسي ) نویسنده : مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة    جلد : 1  صفحه : 564
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست