بيستر ناراحت شد . ابى بن كعب گفت : اجازه مىدهى حرف بزنم . گفت بزن . ابى گفت : تو خوب مىدانى كه من هميشه نزد پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم رفته و قرآن مىآموختم و شما هم پشت در بوديد حال اگر دوست دارى براى مردم قرآن بخوانم و اگر نمىخواهى نخوانم تا بميرم عمر گفت : نه براى مردم بخوان . اين حديث بشرط مسلم و بخارى صحيح است ولى آندو آنرا نقل نكردهاند . - كنز العمال ج 2 ص 568 4745 - ابو ادريس خولانى مىگويد : ابى بن كعب اين آيه را چنين خواند : اذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحمية حمية الجاهلية و لو حميتم كما حموا الفسد المسجد الحرام فانزل الله سكينة على رسوله ( جملة و لو حميتم كما حموا لفسد المسجد الحرام اضافه است ) عمر شنيد و ناراحت شد و بدنبال او فرستاد و او با عدهاى از مردم آمدند . عمر پرسيد : چه كسى مىتواند سوره فتح را بخواند . زيد بن ثابت آنرا مانند ديگران بر خلاف ابى بن كعب خواند . عمر بيشتر ناراحت شد . ابى بن كعب گفت : اجازه مىدهى حرف بزنم . گفت بزن . ابى گفت : تو خوب مىدانى كه من هميشه نزد پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم رفته و قرآن مىآموختم و شما هم پشت در بوديد حال اگر دوست دارى براى مردم قرآن بخوانم و اگر نمىخواهى نخوانم تا بميرم عمر گفت : نه براى مردم بخوان . اين حديث بشرط مسلم و بخارى صحيح است ولى آندو آنرا نقل نكردهاند . - كنز العمال ج 2 ص 595 4816 - ابو ادريس خولانى مىگويد : ابو درداء با عدهاى از اهل دمشق به مدينه آمدند و قرآنى از اهل دمشق نيز بهمراه داشتند كه مىخواستند آنرا به ابى بن كعب و زيد بن ثابت و على ( عليه السلام ) و اهل مدينه نشان دهند . روزى عمر بن خطاب آنرا مىخواند . تا به اين آيه رسيد ( اذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحمية حمية الجاهلية و لو حميتم كما حموا لفسد المسجد الحرام ) عمر از آنها ( اهل شام ) پرسيد : چه كسى براى شما اينگونه خوانده است ؟ گفتند : ابى بن كعب ، عمر بدنبال ابى بن كعب فرستاد . پس از آنكه ابى آمد . عمر گفت بخوانيد ، خواندند ( و لو حميتم كما حموا لفسد المسجد الحرام ) . ابى گفت : بله من اينگونه برايشان خواندهام . عمر به زيد گفت : تو بخوان . زيد مانند ديگر مردم و بر خلاف ابى خواند . عمر گفت : منهم آيه را همينطور مىدانم .