responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي    جلد : 1  صفحه : 568


اى مريد شيعه اگر مىخواهى در تحت تصرف مولوى باشى ، اين خنجر تشيع را از كمر بگشا چيزى از برايت باقى نگذارده .
در صفحه هيجدهم در مقام اينكه اگر مىخواهى حيات حقيقى را بيابى از اين حيات جسمانية دنيويه بمير و فانى شو ، نفى كن تا اثبات شود ، حضرت ، ابوبكر را از خود راضى كرده ، چنان كه فاروق را در آخر جلد پنجم كرده ، از قول پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) اين افترا را مىگويد : كه اگر مىخواهيد كسى را ببيند كه پيش از مرگ مرده ، و موتوا قبل أن تموتوا ، را بدانيد ابوبكر را مشاهده كنيد هر كه خواهد كو ببيند بر زمين * مرده را كو مىرود ظاهر يقين مر ابوبكر تقى را كو ببين * شد ز صديقى اميرالصادقين اندر اين نشأه نگر صديق را * تا به حشر افزون كنى تصديق را ( 1 ) تا آخر آنچه گفته ، تا به حال علي بن أبى طالب ( عليه السلام ) صديق اين امت بود ، تقى و اتقاى امت بود ، حال ابوبكر اصدق الصادقين شد ، اين مطلب را مىكشد تا صفحه بعد كه از جمله كسانى كه نشأه آخرين را نديده‌اند ، و ظاهر ببينند ، طايفه شيعه‌اند كه در مصيبتهاى اهل بيت رسالت تعزيه برپا مىكنند و مىگريند . در عنوان مىگويد : تشبيه مغفّلى كه عمر ضايع كند و در نزع بيدار شود به ماتم اهل حلب ; [ كه ] از قديم شيعه بوده‌اند ، مىگويد :
روز عاشورا همه اهل حلب * باب انطاكيه اندر تا بشب گرد آيد مرد و زن جمعى عظيم * ماتم آن خاندان دارد مقيم تا بشب نوحه كنند اندر بكا * شيعه عاشورا براى كربلا بشمرند آن ظلمها و امتهان * كز يزيد و شمر ديد آن خاندان از غريو نعرها در سرگذشت * پُرهمى گردد همه صحرا و دشت يك غريبى شاعرى از ره رسيد * روز عاشورا و آن افغان شنيد


1 - مثنوى ، دفتر ششم ، 747 .

568

نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي    جلد : 1  صفحه : 568
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست