نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 518
شد و گفت : در كتب پيشين هم اينها آمده است ، و همين طور حديث 470 و 487 و 492 و 493 و 497 و 499 و 504 و 519 و 526 و 534 و 541 و 544 و 547 و 549 و 552 و 554 و 561 و 564 و 568 و 579 و 581 و 582 و 586 و 591 . و ساير اخبار اين باب هم از مؤيّدات است . و خلاصه ، آنچه در اثبات الهداة شيخ المشايخ شيخ عاملى عامله اللّه بلطفه الخفيّ و الجليّ آمده است از حدّ تواتر بالاتر است ، بلكه همانطور كه پيروان مذهب حقّه اثنى عشريّة مىگويند ، امامت اين دوازده نفر از ضروريات است ، و آنقدر اخبار از پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) رسيده است كه هيچ مسلمانى نمىتواند انكار كند . اضافه كن به اينها آنچه را مرحوم سيد هاشم بحرانى در كتاب غاية المرام ذكر كرده ، و همين طور غير او كه شماره نتوان كرد . و امّا آنچه در كتب حديث راجع به دوازده امام و اينكه از قريشاند وارد شده است پس مضاعف است بر آنچه بالخصوص درباره امامان با ذكر نام وارد شده است ، علاوه بر آنچه از ادلّه عقليه در كتب كلام وارد شده است . و آنچه راجع به مهدى عجل اللّه تعالى فرجه وارد شده ، و كتابهايى كه مخالف و مؤالف در اين باب نوشتهاند ، نه چندان است كه من بتوانم به شمارش آرم . امّا افسوس كه نصوص ولايت و خلافت بلافصل على ( عليه السلام ) را همان روز اوّل پشت سر انداختند ( 1 ) ، امّا به عنوان حربهاى عليه انصار حديث الائمّة من قريش را به رُخ آنها كشيدند ، و حديث امامان دوازده گانه را با آنكه در تأويل آن عاجز ماندند نشنيده گرفتند ، و احاديث مهدى ( عليه السلام ) را نيز همچنين ، و گذشت كه محيى الدين عربى گفت : من از خوى پيغمبرم و خاتم الاولياء منم ، و آن مهدى منتظر از اولاد پيغمبر است ، و با اين حيله خود را خاتم الاولياء ناميد . حديث « الائمة من قريش » هم كه تا اواخر حكومت بنى العباس مورد بهرهبردارى
1 - يا مثل مثنوى تأويل و توجيه و مغلطه كارى نمودند .
518
نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 518