نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 495
درباره منصور مطالبى دارد ، وى در سال 440 ، از دنيا رفته است . و چهارمين نفر كه مسنداً روايت فرموده مرحوم شيخ طوسى در كتاب « الغيبة » است . و اگر مىخواهيد از نظرات متعصبين مطّلع شويد ، اولين نفر شيخ عطّار است كه در تذكرة الاولياء مطالبى دارد و درباره منصور چنين سخن آغاز كرده است : آن قتيل فى سبيل اللّه ، آن شير بيشه تحقيق ، آن شجاع صفدر صديق ، آن غرقه درياى موّاج ، حسين بن منصور حلاّج . . . و درباره او دوازده صفحه نوشته است . در همين كتاب مىنويسد : مريدان گفتند : چه مىگويى در حقّ مريدان و منكران ؟ گفت ايشان را دو ثواب است و شما را يكى ، گفتار و كردار شما از حسن ظنّ است ، و منكران كه بر من سنگ زنند از قوّت توحيد به صلابت شريعت مىجنبند ، و توحيد در شرع اصل ، و حسن ظنّ فرع است . و باز مىنويسد : شيخ عبدالجليل صفّار گفت كه : اعتقاد من در چوب زننده ( 1 ) بيش از حسين ( 2 ) است ، تا آن كه چه قوّت داشت در شريعت كه دست او نمىلرزيد . و باز عطّار گويد : ما را شهادت عبداللّه خفيف و شبلى براى حُسن حال منصور كافى است . اين كلام عطار ظاهر در آن است كه نمىخواسته به مدارك معارض توجّهى داشته باشد . و سپس اضافه مىكند : پس مىگويم تا آنجا گفتند كه اگر موحّدى بعد از انبياء و صدّيقين باشد حلاّج است . ( 3 ) نگارنده گويد : نقطه مقابل گفتههاى عطار كلام ابن جوزى در تلبيس ابليس است ، براى اطلاع بيشتر به آن كتاب و همين طور الكنى و الالقاب و سفينة البحار مرحوم محدّث قمى رضوان اللّه عليه مراجعه فرماييد . خلاصه آنكه مولوى آنقدر به حلاّج و عطّار علاقمند بوده كه گفته : روح حلاّج
1 - اشاره به محكوميت حلاج به سيصد ضربه چوب است . 2 - يعنى منصور حلاج . 3 - ترجمه تلبيس ابليس 143 .
495
نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 495