نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 432
طولانى داشت و در اواخر عمر به شرف اسلام مشرّف شد آرزو مىكرد كه زودتر مرده باشد ؟ كى عمّار ياسر آرزو مىكرد كه در زمان جاهليّت و قبل از زمان جنگهايى كه همراه پيامبر كرده بود ، و يا قبل از فداكاريهايى كه در ركاب على ( عليه السلام ) در صفّين از خود نشان داده بود و عاقبت به شهادت رسيده بود بميرد ؟ آيا شماى مثنوى مىتوانيد بگوييد كه عمر وقتى مرد آرزو مىكرد در زمانى مرده باشد كه بت مىپرستيد ؟ يا آنكه مىگوييد كه خوب شد زنده ماند تا به رأى شما آن همه خدمت به اسلام كرد و عاقبت با ضربت ابولؤلؤ مرد ؟ امام زين العابدين على بن الحسين ( عليه السلام ) مىگويد : « خدايا مرا تا آن زمان كه عمر من در راه طاعت تو باشد زنده بدار ، و اگر بنا شد عمر من چراگاه شيطان باشد عمر مرا به پايان برسان . » ( 1 ) و اين مسلّم است كه يكى از نعمتهاى بزرگ خداوند عمر طولانى همراه با طاعت خدا است . مرحوم محدّث قمى در باقيات الصالحات كه در حاشيه مفاتيح الجنان چاپ شده است از قطب راوندى ( رحمه الله ) روايت مىفرمايد كه حضرت عيسى ( عليه السلام ) با مادر خويش بعد از مرگ او تكلّم كرد و گفت : آيا مىخواهى به دنياى برگردى ؟ گفت : بلى ; براى آنكه نماز گذارم براى خدا در شب بسيار سرد و روزه بدارم در روز بسيار گرم . برادر عزيز ، بنده خدا ، اين دنيا شهر ظلمات است ، و حقّ و باطل در آن فراوان ، نيكوكار و بدكار بسيار ، دنيا همانند ظلماتى است كه اسكندر و لشكرش از آن گذشتند ، اسكندر به همراهان گفت : هر كه از اين زمين چيزى بردارد پشيمان خواهد شد ، و هر كه بر ندارد نيز پشيمان خواهد شد ، وقتى از ظلمات بيرون آمدند و به روشنى رسيدند ديدند خاك آنجا زبرجد بوده ، آنكه بر نداشته بود
1 - صحيفه سجّاديه دعاى بيستم فراز پنجم .
432
نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 432