نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 225
خمينى فقيه و مرجع و عارف مجاهد در اوايل انقلاب فرمود : اسلام در خطر است ، و تقيه در كار نيست . جزاه اللّه عن الاسلام خيراً ، معظم له همه را به هميارى فراخواند و سكوت را از هيچ كس جايز ندانست ، و همانطور كه با گذشت زمان اسرار قيام امام حسين ( عليه السلام ) واضح شد ، همانطور صحت قيام و انقلاب امام خمينى ( قدس سره ) نيز معلوم خواهد شد ، انشاءاللّه . صوفيه ادّعاى كشف و شهود دارند ، اما كشف و شهود آن بود كه براى امام حسين ( عليه السلام ) حاصل شد و در هنگام خروج از مكه چنين فرمود : كأني بأوصالى تتقطعها عسلان الفلوات بين النواويس و كربلا . ( 1 ) « گويا هم اكنون مىبينم كه اعضاء و جوارح مرا گرگان كوفه پاره پاره مىكنند . » بله دشمنان و نواصب بعضى گفتند : خروج بر يزيد كرده و خون خود هدر داده ، لعنة اللّه عليهم ، و بعضى مثل ابن خلدون گفتند : از حيث شرع درست بوده ، اما از حيث سياست اشتباه رفته است ( 2 ) ، و بعضى از ملاعين چنين گفته است : به كربلا آمد و مسلول بود و خون از سينه اش آمد تا مرد . لكن مفتى مصر شيخ محمد عبده در تفسير خود گفته است : قيام عليه ستمكار جايز است ، به دليل قيام امام حسين ( عليه السلام ) عليه يزيد پليد . امّا نظر ما همانطور كه گذشت چنين است : امام معصوم به كار و تكليف خود از همه رعيت داناتر و بيناتر است ، مقام علمى امام از همه بالاتر ، و مقام كشف و شهود و دستورات جدّش در نظرش مجسّم است و رعيّت را نمىرسد كه در زمينه عمل
1 - لهوف سيد بن طاوس ، چاپ تهران ، ترجمه سيد احمد فهرى زنجانى ص 61 . 2 - شايد مراد از شعر كوركورانه مرو ، همين كلام ابن خلدون باشد ; مثنوى هم قبل از شعر هين مدو گفته است : اين بگفتند و قضامى گفت بيست * پيش پاتان دام ناپيدا بسيست و من در مقابل شعر مثنوى گفته ام : كربلا رو كربلا رو كربلا * تا ببينى اندر آن نور إله
225
نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 225