responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 422


چون محدود ضد فلان چيز است ضد حد آن چيز حد محدود بود و اين هم باطل است چه سخن در حد ضد اول همان است كه در حد ضد دوم و دور مفيد نبود و يكى از ديگر واضحتر نباشد و نيز پس آنچه آن را ضد نبود حدش نبود و از اين جمله معلوم شود كه اكتساب حد ببرهان و قياس معقول نبود و قسمت نيز چنانك مفيد قياس نبود بحسب بيان مذكور در باب قياس مفيد حد هم نباشد بانفراد و قسمت چنان بود كه گويند مثلا انسان حيوانست يا نيست و اگر هست ناطق است يا نيست و چون هم حيوان است و هم ناطق پس حيوان ناطق حد اوست و وجه خلل در اين بيان بسيار است ا تعيين حيوان در قسمت اول و ناطق در قسمت دوم دعوى مجرد از بيان است و باستثناء نقيض ديگر قسم بيان نتوان كرد چه نقيض قسم باقى از عين قسم معين خفىتر باشد يا مساوى او و اگر ببيان حاجت نيست پس قسمت نيز حشو است ب بسيار بود كه حمل اوصافى متفرق بر موصوف صحيح بود و مجتمع صحيح نبود چنانك شاعر و نيك بر زيد پس بر تقدير تحصيل اوصاف از قسمت چه دانند كه حملش بر محدود بر سبيل اجتماع صحيح است ج بسيار بود كه جمع اوصاف با صحت مؤدى باتحادى كه محصل ماهيت موصوف باشد نبود مانند اسود و حار و تا چنان نبود حد نبود د باشد كه قسمت بذاتيات نبود بل حيوان بماشى و غير ماشى قسمت كرده باشند پس غير ذاتيات در حد آورده باشند ه باشد كه قسمت اولى نبود چنانك جسم بناطق و غير ناطق قسمت كرده باشند پس بعضى ذاتيات ساقط شود و باشد كه جمع اوصاف بر ترتيبى كه در حد شرط بود اتفاق نيفتد پس از سوء ترتيب اختلال به حد يابد ز چون جمله اوصاف مجتمع شود بچه معلوم شود كه آن اوصاف حد است اگر قياس كنند بر اين وجه كه مجموع آن اوصاف قولى دال بر ماهيت است پس حدود صغرى عين

422

نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 422
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست