يا غير حقيقى و هر دو مقدمه كلى باشند نتيجه متصله كلى آيد از نقيض اصغر و عين اكبر يا از عين هر دو و بيانش بتاليف عكس نقيض عين صغرى يا لازمش باشد با متصله كه از نقيض اوسط و عين اكبر حاصل شود تا از شكل اول متصلات اين نتيجه حاصل آيد و اگر عين صغرى يا لازمش را با متصله كه از عين اوسط و نقيض اكبر باشد تاليف كنند بر تقدير كبرى حقيقى از شكل سيم نتيجه جزوى حاصل آيد و به همين بيان از كبرى مانع جمع حقيقى يا غير حقيقى همين نتيجه لازم آيد و ليكن اين نتيجه از عين اصغر و نقيض اكبر باشد يا از نقيض هر دو پس به اين بيان انتاج چهارده ضرب معلوم شود هفت بر تقدير صغرى ايجابى و هفت بر تقدير صغرى سلبى و چون صغرى يا لازمش را كه كلى بود و ايجابى با متصله كه از نقيض اكبر و عين اوسط باشد اضافت كنند بر آن تقدير كه كبرى مانع خلو بود از شكل چهارم همين نتيجه جزوى بعينه حاصل آيد و به اين بيان انتاج دو ضرب ديگر يكى صغرى موجبه و ديگرى صغرى سالبه هر دو كلى و كبرى هر دو مانع خلو تنها جزوى معلوم شود و دو ضرب باقى كه صغرى جزوى بود و كبرى مانع خلو كلى عقيم بود به همان بيان كه در نوع اول ياد كرديم چه هر يكى از اين دو نوع به عكس صغرى ديگر نوع شود و اگر صغرى اتفاقى يا استصحابى بود حكمش همين بود به شرط قبول انعكاس چنانك گفتيم و لوازم نتيجه بقرار مذكور باشد نوع سيوم متصله كبرى و اشتراك در مقدم صغرى مانع خلو حقيقى يا غير حقيقى كلى يا جزوى با كبرى لزومى كلى متصله موجبه نتيجه دهد در كميت تابع صغرى اگر كبرى موجبه بود آن متصله از نقيض اصغر و عين اكبر باشد و اگر سالبه بود از نقيض