إسم الكتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 617)
در جواب ما هو بود يا مقول در جواب اى شىء هو و تمام ماهيت خود عين جواب ما هو است پس ذاتى به اين اعتبار دو قسم شود مقول در جواب ما هو و مقول در جواب اى شىء هو فصل سيم در اقسام عرضى عرضى يا لازم بود يا مفارق و لازم يا لازم ماهيت بود يا لازم وجود و ماهيت در عقل غير وجود بود در خارج چه تصور ماهيات با شك در وجود خارجى ممكن بود و نيز موجودات تواند بود در خارج كه تصور ماهيات آن متعذر بود مثال لازم ماهيت زوجيت دو را و مثال لازم وجود سياهى زنگى را و هر لازم ماهيتى لازم وجود بود و لازم وجود بود كه لازم ماهيت نبود و لازم ماهيت بين بود يا غير بين بين چنان بود كه لازم ماهيت بود بى واسطه مثل زواياء سه گانه مثلث را و غير بين چنان بود كه لازم ماهيت بود بتوسط لوازم ديگر يا مقومات ماهيت مانند مساوى دو قائمه بودن زواياء سه گانه مثلث را و چنين لوازم محتاج بيانى بود يعنى ببيانى لزومش معلوم شود و آن عبارت از استحضار متوسطات بود در ذهن چه هر لازمى كه بى متوسط بود بنفس خود بين بود و چون با متوسطى بود به تصور متوسطى كه آن لازم او را بين باشد ماهيت مفروض را نيز بين شود و باشد كه ميان لازم بين و ميان ذاتى مقوم كه جزو ماهيت بود اشتباه افتد بسبب امتناع انفكاك تصور هر دو از تصور ماهيت اما چون تامل رود تصور آن ذاتى بر تصور ماهيت سابق بود برتبت چه تصور آن ذاتى علت تصور ماهيت بود و تصور ماهيت هم برتبت بر تصور لازم متقدم بود چه تصور ماهيت علت تصور لازم باشد مثلا وجود اضلاع سه گانه مثلث را ذاتى است و وجود زواياء سه گانه عرضى لازم و چون تصور مثلث بى تصور