نام کتاب : لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي المجلسي ( الأول ) جلد : 1 صفحه : 139
إسم الكتاب : لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 715)
آن را از جهة خلايق ، و كاف : از كافى است ، و لام : از لغو كافرانست ، در دروغهايى كه بر حق سبحانه و تعالى بستهاند يعنى باطل است و بقائى ندارد . و ميم : ملك الهى است روزى كه پادشاهى جز او نباشد و فرمايد حق سبحانه و تعالى كه امروز پادشاهى از كيست پس ارواح پيغمبران و ائمه هدى گويند كه پادشاهى از يگانه قهاريست كه همه را ميرانيد پس حق سبحانه و تعالى فرمايد كه امروز همه را حشر خواهم نمود و جزا خواهم داد هر نفسى را به آن چه كرده است از خير و شر و كسى را ظلم نخواهند كرد چون حساب كننده خداوند است و به زودى حساب خلايق خواهد كرد و با هر يك سخن گويد چنان كه آن كسرا خيال اين باشد كه همين با او سخن مىكند و بس . و نون : نوال و عطاى الهى است با مؤمنان ، و نكال و عذاب الهى است با كافران . و واو : ويل است مر عاصيان را ، و هاء : هوان و خوارى ايشان است . و لام الف : لا إله الَّا الله است كه كلمه اخلاص است ، و هر كه اين كلمه را از روى اخلاص بگويد بهشت او را واجب شود ، و ياء : يد و دست قدرت و نعمت الهى است كه عالميان را فرا گرفته است و منزه است از آن كه جسم باشد . پس حضرت فرمود كه حق سبحانه و تعالى اين قرآن را به اين نحو حروفى فرستاد كه متداولست بر زبان عرب و فرمود كه اگر جمع شوند آدميان و جنيان همه و خواهند كه قرآنى مثل اين قرآن بياورند نمىتوانند آورد و اگر چه همه هم را مدد نمايند ، و همين آيه از معجزات قرآنست كه حق سبحانه و تعالى خبر داد كه نمىتوانند و نتوانستند با آن كه حكماى فصيح زبان كافر بودند و در مقام رد اسلام بودند و نتوانستند كه يك سوره بياورند : و آن كه در اين اخبار مذكوره بحسب ظاهر مخالفتى هست در واقع مخالفت نيست زيرا كه مىتواند بود كه هر حرفى اشاره به چند اسم بوده باشد ، و در هر حديثى نيز اشاره به اسمى كرده باشند و چون معانى حروف علمى است عظيم و جمعى كثير كتابها در آن تصنيف
139
نام کتاب : لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي المجلسي ( الأول ) جلد : 1 صفحه : 139