نام کتاب : لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي المجلسي ( الأول ) جلد : 1 صفحه : 107
و او شنيده است مىگويد سمعته على فلان يعنى من از او شنيدم در حالتى كه بر او مىخواندند ، و اگر حديث را به اجازه از او داشته باشد مىگويد اخبرنا اجازة ، و اگر به خط شيخ ديده باشد گاهى مىگويد كه اخبرنا و جادة و گاهى مىگويد كه وجدت به خط فلان ، يعنى يافتم به خط فلانى يا رأيته في كتاب فلان يعنى در كتاب فلانى اين حديث را ديدم و اكثر به چنين حديثى عمل نمىكنند مگر آن كه كتاب متواتر باشد از آن شخص مثل كتب اربعه از مشايخ ثلثه . و ديگر بدان كه اجازة حديث باصطلاح علماء آنست كه تواند گفت كه اين كتاب از فلانى است بيكى از هفت وجهى كه سابقا مذكور شد ، و نه آن معنى دارد كه نزد عوام مشهور است كه جايز باشد او را نقل حديث نمودن ، يا عمل بحديث كردن بلكه شيخ شهيد عليه الرحمه نقل كرده است كه سيّد محمد بن معيه حسنى ديباجى را ادراك نمودم و اجازه حديث داد مرا و فرزندان مرا و هر كه را كه ادراك كرده باشد لمحه از حيات او را كه طفلى كه قبل از وفات او متولد شده باشد از او نقل تواند نمود كه من حديث را روايت مىكنم از سيّد محمد و آن چه مشهور است نزد عوام مراد از اجازه تصديق اجتهاد است ديگر بدان كه در اخبار شيعه امير المؤمنين را اطلاق نمىكنند بر غير حضرت على بن ابى طالب صلوات الله عليه و چون روايت از امام حسن ، و امام حسين صلوات الله عليهما نادر است كنيت ايشان نادر است با آن كه كنيت حضرت امام حسن صلوات الله عليه ابو محمد است ، و كنيت حضرت امام حسين صلوات الله عليه ابو عبد الله است بر ايشان اطلاق نمىكنند تا نام ايشان را نگويند و حضرت امام زين العابدين را هميشه باسم ياد مىكنند و حضرت امام محمد باقر را غالبا به كنيت اطلاق مىكنند و ان ابو جعفر است و ابو جعفر را بر امام محمد تقى نيز اطلاق مىكنند ، و گاهى ابو جعفر ثانى مىگويند و در اطلاق تمييز آن از راويان مىشود ، و ابو عبد الله را بر حضرت امام جعفر صادق اطلاق مىكنند و ابو الحسن
107
نام کتاب : لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي المجلسي ( الأول ) جلد : 1 صفحه : 107