مركب است از سيماب كه به سبب حرارت ميل به عالى دارد و گوگرد كه به سبب ثقل ميل به سافل دارد ، در بوته به طريق آسيا مىگردد از دو حركت مختلف . و همچنين كشتى كه در دريا مىگردد به سبب دو موج از دو سمت متقابل با هبوب رياح از دو جانب مقابل است . و رئيس حكمت فلاسفه در كتاب شفا به تقريب آنكه بعضى بر ايناند كه اجرام سماوى مركب از نار و ارض است و چون نار صاعد است و ارض نازل و دو حركت متقابل احداث حركت دورى مىكنند ، اين است كه فلك به حركت وضعى مىگردد ! هر چند شيخ ، تركيب فلك از دو جسم مختلف باطل مىداند . چه ، در واقع فلك بسيط است ؛ اما اينكه دو حركت متقابل احداث حركت دورى مىكند ، مسلَّم دارد و بيان مىكند بدين روش در همان كتاب كه اين دو حركت اگر مساوى باشد ، آن جسم متوقّف و ساكن است ، چنانچه حلقهاى را دو بند در آن گذرانند و يكى از جانب شرق و ديگرى از جانب غرب بكشد و جذب هر دو متساوى باشد ، آن حلقه در جاى خود ايستاده ، ساكن است و اگر يكى از اين دو حركت غالب است ، به سمت غالب حركت مىكند و اگر اجزاى مختلف است ، احداث حركت دورى مىكند و مثال سبيكهء طلا آورده كه در بوته گدازند ، چون اجزاى سيماب و گوگرد مختلف است ، بعد از قبول حرارت ، اجزاى سيماب به صعود ميل دارد و گوگرد به نزول . و به هم ملتحم و مستحكماند و به آسانى از هم جدا نمىشوند . لا محالة حركت دورى حادث مىشود و از اينجاست كه به سبب سماع ، شخصِ عارفِ صاحب شوق كه روح بدن او را ميل به عالى و طبع به سافل مىفرمايد ، از سماع صوت حَسَن و امثال آن به « وجد » در مىآيد . < شعر > [ كسانى كه يزدان پرستى كنند به آواز دولاب مستى كنند ] [1] < / شعر >