و بيان اين كه چگونه پسران يك پدر و مادرند ( 1 ) را در أخبار مستفيضه فرمودهاند از آن جمله بعد از اين حديث ، جابر از آن حضرت پرسيده كه فدايت شوم بسا اوقات ، من محزون مىشوم بدون اين كه مصيبتى يا سبب حزن ديگرى بر من نازل شود به حدّى كه اهل و عيال و دوست من از روى من آن حزن را مىفهمند ! . حضرت فرمود : « نعم يا جابر انّ الله خلق المؤمنين من طينة الجنان و اجرى فيهم من ريح روحه فلذلك المؤمن اخو المؤمن لأبيه و أمّه » ( 2 ) . يعنى : بلى اى جابر به درستى كه خداوند آفريده است مؤمنان را از قطعهاى ( 3 ) از گل بهشت ( 4 ) و جارى كرده است در ايشان از بوى نسيم بهشت . پس از اين جهت ، مؤمن برادر مؤمن است از پدر و مادر . يعنى آدمى مركَّب است از بدن و روح . و بدن همگى مؤمنين كه از طينت بهشت و روحشان نيز از نسيم بهشت [ است ] . پس روح به منزله پدر است در تربيت . و طينت به منزلهء مادر است در قبول تربيت . و اگر روح ، به ضمّ راء خوانده شود هم چنان كه نيز بعضى احتمال دادهاند ضمير وى راجع مىشود به خداوند ( 5 ) پس معنى وى بالاتر از آن