أنكحت نيست ( 1 ) . و اغرب از همه ، قول شهيد ثانى ره است در مسالك به اين كه : لازمى از لوازم نكاح را اراده كردن از أنكحت ، كفايت در صحّت عقد مىنمايد . زيرا كه از جملهء اعظم لوازم نكاح ، وجوب نفقه و توارث است ( 2 ) . و معلوم است كه اراده اينها از أنكحت ، اجنبى از استعمالات اهل اسلام است . علاوه بر اين كه اين ، منافى فرمايش خودشان است كه بناى عقود بر تضييق است نه توسعه . يعنى اصل منقلب شده است در عقود به عدم صحّت ( 3 ) و لزوم ، هم چنان كه به گمان حقير اجماعى نيز هست . پس اصل ، عدم صحّت اين معنى است . زيرا كه دليلى از عقل و نقل و اجماع بر اين نيست ، بلكه بر خلاف اين است . و ايراد بر اين كلام بسيار است و اين وجيزه را مناسب نيست . و حق آن است كه بنا بر ثبوت حقيقت شرعيّة ( 4 ) در لفظ نكاح در ايجاب