پس آن ديگرى بگويد : « قبلت المصالحة عن هذا المتاع بهذا المبلغ » . يعنى : قبول كردم گذشت نمودن قرار ترا از اين متاع ، به انتقال نمودن به اين مبلغ . و جايز است كه قصد كند كه منتقل نمودم به تو به طور گذشت از اين متاع به اين مبلغ . و چون كه معنى نقل را در وى قصد بايد كرد و او [ آن ] متعدّى است ، پس جايز است كه متعدّى به مصالح عنه بدون لفظ عن نيز بشود به اين قسم كه : « صالحتك هذا المتاع بهذا المبلغ » . يعنى : نقل كردم به تو اين متاع را بطور گذشت و عفو بر اين مبلغ . پس او بگويد : « قبلت المصالحة لهذا المتاع ( 1 ) بهذا المبلغ . » يعنى : قبول كردم نقل كردن تو اين متاع را به اين مبلغ و در معنى گذشت بايد اين معنى را قصد نمايد ( 2 ) كه هم چنان كه در گذشت كردن دقّت نمىنمايند ، من هم نيز در تعيين عوضين بسيار دقّت نكردم كه صبره گندم را مثلا بىوزن و كيل به تو منتقل كردم و قريه را بىتعيين حدود به تو منتقل نمودم و مانند اينها ، نه اين كه از جميع جهات مثل گذشت كردن منتقل كردم كه تا غبن و عيب و مانند اينها را نيز شامل شود ، هم چنان كه تفصيلا گذشت .