ما بين صد و بيست و هشت زيرا كه چون صد را بر بيست و هشت قسمت كني باقي قسمت شانزده است و چون بيست و هشت را بر شانزده قسمت كرديم باقي دوازده است و چون شانزده را بر دوازده قسمت كنيم باقى چهار مىماند و چون دوازده را بر چهار قسمت كنيم فاني مىشود پس صد با بيست و هشت متوافقند در ربع و اگر عدد ثالث پنج باشد توافق بخمس است و هكذا و چون از عشر بگذرد كه اخر كسور تسعه است بتعبير به جزء مىشود و مخرج جزء همان عددي است كه اين جزء را بان نسبت مىدهند مثلا ما بين بيست و دو و سى و سه توافق است به جزئي از يازده جزء زيرا كه فاني كننده هر دو يازده است و گاهى اطلاق مىشود بر دو عددي كه اگر اقل را از اكثر كم كني يك مرتبه يا بيشتر بيشتر از واحد مىماند و اين شامل تداخل نيز مىشود چنانكه در سه و شش زيرا كه چنانكه سه متداخل است با شش متوافق است با او بثلث كه سه مخرج اوست و چنانكه در چهار و دوازده زيرا كه چهار متداخل است با دوازده