ضرب نمائي ده را كه عدد دراهم مفروضه است در دوازده و نصف و عشر كه عدد حمّصات درهم است صد و بيست و شش نخود مىشود و چون هر صاحب قرانى سى و شش نخود است پس سه صاحب قران صد و هشت نخود مىشود كه حاصل ضرب سه است در سى و شش و چون نصف صاحب قران هيجده نخود است چون به سه صاحب قران ضم شد صد و بيست و شش نخود حاصل مىشود و اين جمله تحديد نصاب اوّل زكاة نقره بود بحساب دراهمى كه در اين عصر و امثال آن مضروب مىشود و حاصلش آنست كه دويست درهم شرعى كه نصاب است بحساب ريالهاى بيست و هشت نخودي كه سابقا متداول بوده است نود قران مىشود كه نه تومان است پس پنج درهم كه زكاة آن است دو قران مىشود مع پنج شاهي و نيم تخمينا و بعبارة اخرى مع شش شاهى تقريبا و امّا بحساب ريالهاى بيست و شش نخودي كه در اين زمان متداول است نود و شش ريال و نيم مىشود مع هشت شاهى و نيم تخمينا كه نه تومان و شش هزار و نوزده شاهى باشد تقريبا پس پنج درهم كه زكاة