دينارا ففيه نصف دينار و در حديث ديگر است كه و ليس فى الذهب زكاة حتّى يبلغ عشرين مثقالا فاذا بلغ عشرين مثقالا ففيه نصف مثقال و در مقدمات معلوم شد كه دينار و مثقال اگر چه بحسب لفظ مختلفند لكن بحسب معنى متحدند چون سائر الفاظ مترادفه و مراد بمثقال مطلق كه در كلمات اهل بيت عصمت ع و عبارات علماي شريعت وارد مىشود همان مثقال شرعى است نه مثقال صيرفى و هم چنين است دينار اگر چه در رساله شيروانى كه در خصوص درهم و دينار نوشته شده است تعبير شده است بدينار از مثقال شرعى و بمثقال از مثقال صيرفى و لا مشاحة في امثال ذلك پس مراد بمثقال و دينار همان اشرفي هيجده نخودي است و مثقال صيرفى بيست و چهار نخود است پس مثقال شرعى سه ربع مثقال صيرفى است چنانكه از پيش دانستي كه قاعده تحويل شرعى به صيرفى كم كردن ربع است پس چهل مثقال شرعى كه نصاب زكاة طلاست بنا بر قول مشهور سى مثقال