در اين كتاب و در رساله مفرده كه در تحقيق كر نوشته است مىفرمايد كه اصول صورى كه در كر متصور مىشود بيست و هفت صورت است زيرا كه طول يا صحيح است يا كسر است يا مركَّب از صحيح و كسر است و بر هر يك از اين سه صورت عرض نيز يا صحيح است يا كسر يا مركب اين نه صورت و بر هر يك از اين نه صورت عمق نيز چنين است و از ضرب نه در سه بيست و هفت صورت حاصل است پس اگر هر يك از اقطار ثلثه اب صحيح باشد مثل اين كه هر يك از طول و عرض و عمق چهار وجب باشد پس چندان حاجتي به تأمّل نيست هر يك ضرب مىشود و كسري لازم نمىآيد و اگر جميع اقطار كسر حرف باشد معلوم است كه بحدّ كر نرسيده است مثل اين كه هر يك از آنها نصف وجب باشد زيرا كه از ضرب كسر در كسر شيئى معتدٌّ به حاصل نمىشود قال و ان كان كلّ منها كسرا فمعلوم انه عن بلوغ الكر بمراحل پس امر اين دو صورت معلوم شد باقي ماند بيست و پنج صورت كه جزئيّات اين صور حصري