حاصل است از ضرب دوازده در چهل پس يكمن نهصد و شصت درهم مىشود و چون سه عشر از آن كم شود كه دويست و هفتاد و هشت باشد ششصد و هشتاد و دو مثقال شرعى مىشود و چون ربع آن كم شود كه صد و هفتاد و نيم باشد پانصد و يازده مثقال و نيم مثقال صيرفى مىشود و اگر اوقيه را ده درهم و پنج سبع درهم بگيريم چنانكه در مصباح اللَّغه تصريح كرده است رطل صد و بيست و هشت درهم و چهار سبع مىشود پس موافق مىشود با قول عامّه چنانكه دانستي پس يكمن دويست و پنجاه و هفت درهم و يك سبع مىشود و حساب مثقال شرعى و صيرفى نيز به قاعده سابقه متكرّره معلوم مىشود و لكن مخفى نماناد كه تحديد من بدو رطل عرف اين بلاد نيست و شايد كه در بلاد عرب متعارف باشد و اگر الحال نباشد شايد كه عرف قديم آنها بوده است كه اهل لغت بهمان تفسير كرده اند و چون در اخبار وارده در تحديدات لفظ من مذكور نيست و لفظ رطل و صاع و اشباه آن مذكور است لهذا اهل هر عصري چون