اذن در آن اصلا [ جائز نيست ] و از قبيل تملَّك غاصب نفس عين موقوفه را و ابطال رسم وقفيّت آن و مانند نفس اعيان نجاسات است كه تا در محل باقى است اصلا قابل طهارت نتواند بود ، الَّا بعد از ازاله ؛ و تبديل و تحويل نحوهء سلطنت بعينه همان داستان گماشتن نظَّار است براى صيانت موقوفهء مغصوبه و تحديد تصرّفات غاصب بر موجبات صلاح آن و رفع نحوهء يد تملكيّهء او كه غصبى است زائد و الزامش به مقتضاى وقف و منعش از حيف و ميل و صرف در شهوات خود و از قبيل ازالهء عين نجاست است از محل متنجّس . و چقدر مناسب است رؤياى صادقهاى كه خود اين اقلّ خدّام شرع انور در همين خلال ديده و متضمّن همين تشبيه است ضمنا درج شود : چند شب قبل از اين ، در عالم رؤيا خدمت مرحوم آية اللَّه آقاى حاجى ميرزا حسين تهرانى - قدّس سره - نجل مرحوم حاجى ميرزا خليل - طاب رمسه - مشرّف و پس از التفات به رحلت ايشان و گرفتن طرفين رداء مباركشان براى استفاده ، و امتناع ايشان از جواب مسائل [1] راجعه به عالم موت و نشئهء برزخ و آخرت ، و تمكين از جواب مسائل ديگر ، سئوالاتى عرض شد و از لسان مبارك ولى عصر - ارواحنا فداه - نقل جواب فرمودند . بعد از ختم آنها عرض كردم : اهتمامات شما را در خصوص مشروطيّت چه فرمودند ؟ حاصل عبارت جواب اين بود ؛ حضرت فرمودند : مشروطه اسمش تازه است مطلب كه قديمى است ، مثالى كه متضمّن به تشبيه باب ، كه شرحش در نظرم نماند ، ذكر فرموده ، بعد به اين عبارت گفتند : حضرت فرمودند : مشروطه مثل آن است كه