براى خوشگذرانى و چپاول مفت خوران معمّم و كلاهى ، رتبه و مقامى براى خود تصوّر نكرده ، و حتى بى ربط بودن اين امور را به اساس مشروطيّت و تجديد استيلاى جائرين هم بر نخورده باشند ، مع هذا كلَّه اين مقدار را خوب مىفهمند كه اين همه جانبازىهاى عقلا و دانايان و غيرتمندان مملكت ، بطبقاتهم من العلماء و الأخيار و التّجّار و غيرهم ، در استنقاذ حرّيّت و مساواتشان ، براى فرستادن نواميس خود بى حجاب به بازار ، و مواصلت با يهود و نصارى ، و تسويهء فيما بين امثال بالغ و نابالغ و نحو ذلك در تكاليف ، و بى مانعى فسقه و مبدعين در اجهار به منكرات ، و اشاعهء كفريات و اشباه ذلك نخواهد بود ، و رؤسا و پيشوايان مذهب هم جز بر آنچه حفظ بيضهء اسلام و حراست ممالك اسلاميّه بر آن متوقّف باشد ، چنين احكام اكيده و تصريح به آنكه مخالفت به منزلهء محاربهء امام زمان - ارواحنا فداه - است ، نخواهند فرمود ؛ [1] و هم اين دستهء جبابره و طواغيت امّت و ماحيان احكام شريعت و رواج دهندگان انحاء فسوق و فجور در مملكت را هم خوب شناخته و مىدانند كه در اين ارتكابات شنيعهء چنگيزيه ، جز حفظ مقام مالكيّت رقاب و فاعليّت ما يشاء و حاكميّت ما يريد و عدم مسئوليّت عمّا يفعل ، مقصد و همّ ديگرى اصلا به خاطرشان نرسيده و در نظر ندارند ؛ و هم چنين اتّصاف ما دستهء ظالم پرستان عصر و حاملان شعبهء استبداد دينى را هم به تمام اوصافى كه در روايت احتجاج براى علماى سوء و راهزنان دين مبين و گمراه كنندگان ضعفاى
[1] . اشاره به جملهاى است در اطلاعيهء مراجع عظام نجف در دفاع از مشروطيت . ميرزا حسين طهرانى ، آخوند خراسانى و ملا عبد اللَّه مازندرانى براى مقابله با دربار استبدادى محمد على شاه حكمى صادر كرده ، « بذل جهد در استحكام و استقرار مشروطيت » را « به منزلهء جهاد در ركاب امام زمان ارواحنا فداه » و مخالفت و مسامحهء نسبت به آن را « به منزلهء خذلان و محاربه با آن حضرت » دانستند . ( ر . ك : كسروى ، احمد ، تاريخ مشروطهء ايران ، ص 730 ) .