responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ادوار فقه ( فارسي ) نویسنده : محمود الشهابي الخراساني    جلد : 1  صفحه : 534

إسم الكتاب : ادوار فقه ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 589)


12 - در قضيهء مغيره با امّ جميل زن حجّاج بن عتيك ثقفى ، و شهادت ابو بكره بر زناى او و همراهى شهود ديگر با وى و حيله بازى زياد در شهادت و اجراء عمر حدّ قذف را بر ابو بكره ، پس از تحمّل حدّ ابو بكره حركت كرده و دوباره بر زانى بودن مغيره شهادت داده است عبارت يعقوبى در اين مقام اينست : « فأراد عمر ان يجلده ثانية فقال له علىّ ( ع ) اذن توفى صاحبك حجارة » قضايائى از اين قبيل كه به على ( ع ) مراجعه شده و به حكومت آن حضرت خاتمه پذيرفته زياد است كه آوردن همهء آنها در اينجا ضرورتى ندارد حتى گاهى مسائلى پيش مىآمده كه حكم آن از لحاظ تشخيص موضوع و تعيين صغرى مورد ترديد و نظر مىشده در اين گونه موارد نيز از معلومات و فضائل على ( ع ) استفاده و حلّ مشكل را به آن بزرگوار مراجعه مىكرده‌اند .
مواردى از اين قبيل نيز زياد مىباشد كه در كتب مربوط ياد گرديده است .
از باب نمونه قضيهء زير را كه شيخ سعد الدين عبد العزيز بن برّاج معروف به قاضى در آخر كتاب « جواهر الفقه » به دو گونه نقل كرده و ابن شهرآشوب و غير او نيز آن را در كتب خود آورده‌اند در اينجا از كتاب « مناقب » ابن شهرآشوب كه ملخّصتر مىباشد ترجمه و نقل مىكنيم :
« حفص بن غالب گفته است : در زمان خلافت عمر دو كس با هم نشسته بودند در آن اثناء غلامى كه قيدى آهنين در پاى وى بود از آن مكان برده شد يكى از آن دو مرد گفت : اگر وزن قيد ، فلان اندازه نباشد زنش سه طلاق باشد . آن مرد ديگر و زنى ديگر را تعيين و بر آن به سه طلاق بودن زن سوگند ياد كرد . پس از مالك او در خواست كردند كه قيد را از پاى وى درآورد تا وزن آن معلوم گردد او نيز سوگند ياد كرد كه اگر چنين كند زنش سه طلاق باشد . قضيه را نزد عمر بردند به آن دو مرد گفت از زنان

534

نام کتاب : ادوار فقه ( فارسي ) نویسنده : محمود الشهابي الخراساني    جلد : 1  صفحه : 534
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست