6 - در اين عهد ، تفقّه و استنباط به صورت صناعى در نيامده و فنّى خاص نشده بوده است كه شغل شاغل استنباط كنندگان يا عنوان شخصيت و اعتبار آنان باشد تا در صدد بحث و جدل و تظاهر و تبرّز بر آيند بلكه بيشتر به كارهاى زندگانى خود مىپرداخته و در هنگام ابتلاء به فرع و موضوعى در همان هنگام به فحص از دلائل و خوض در تشخيص مدارك و تحقيق آنها مىپرداختهاند . 7 - در عهد صحابه در مورد ظهور اشتباه و خطاء منصفانه بدان اعتراف مىشده است . 8 - مادهء لغت « اجتهاد » در اين عهد بر معنى و مفهومى نزديك بمعنى مصطلح آن كه در دوره هاى بعد اصطلاح بر آن استقرار گرفته اطلاق شده است . 9 - اشخاصى از افتاء ، ممنوع شده و هم افتاء به اشخاصى خاص ، محدود و مخصوص گرديده است . 10 - خوارج و فقه مخصوص به ايشان در اين عهد آغاز يافته است . اين چند جهت ، از جمله جهاتى است كه عهد صحابه را از عهود ديگر ممتاز ساخته و بى مورد نيست كه در پيرامن هر يك از آنها ، با رعايت اختصار ، توضيحاتى به عمل آيد و همين توضيحات براى بحث از « عهد صحابه » ، كه خاتمهء جلد اول از اين تأليف است ، خاتمه قرار يابد .