آنگاه همهء آن چه را بحر العلوم در « فوائد رجاليّه » خود در ترجمهء خالد آورده ( از نقل خوابى كه باعث تشرّف خالد به اسلام شده و با ابو بكر اسلام آورده و از آزارى كه پدرش به او كرده و از مهاجرت او به حبشه و مراجعتش با جعفر و سائر مهاجران حبشه در هنگامى كه پيغمبر ( ص ) در خيبر بوده و از رفتن ايشان به خيبر و وصول آنان بدانجا پس از فتح خيبر و سهيم ساختن پيغمبر ( ص ) ايشان را در غنائم و ادراك خالد فتح مكَّه و جنگ حنين و طائف و تبوك را ) نقل كرده و قسمتى از كتاب مجالس المؤمنين تأليف قاضى نور الله ( كه بر حسن حال خالد و برادرش ابان بن سعيد بعد از وفات پيغمبر ( ص ) و خيريّت مآل ايشان دلالت دارد ) و هم خطبهاى را ، كه در آغاز بيعت جمعى با خليفهء اول ، در مقام مخالفت با او ، در روز جمعه انشاء كرده ، و بحر العلوم نيز عين آن را ذكر نموده ، آورده است . بهر جهت خالد از قدماء اصحاب بوده و به واسطهء علم و عمل ، از جانب پيغمبر ( ص ) جبايت صدقات را متولَّى گشته و در آن عمل باقى و برقرار بوده تا خبر رحلت پيغمبر ( ص ) بوى رسيده در آن وقت كار جبايت را وا گذاشته و به مدينه باز گشته و ملازمت على عليه السّلام را اختيار كرده و تا از او بيعت گرفته نشده بيعت نكرده است . 3 - عباده فاضل ممقانى در ترجمهء عبادة ( بر وزن سعادة ) بن صامت چنين افاده كرده است : « عبادة بن صامت را ابن عبد البرّ و ابن منده و ابو نعيم و ابن حجر از اصحاب پيغمبر ( ص ) شمرده شيخ نيز در رجال خود چنين آورده است : « حضرت رضا عليه السّلام ، بنا بروايت كتاب خصال ، در حقّ عبادة اين مضمون را گفته است : عباده از اشخاصى است كه بر منهاج پيغمبر ( ص ) رفته و تغيير و تبديلى پيش نياورده است .