ممكن است وقوف و توجه بدانها به همرسد ، برخى از آن فوائد ، در اين موضع ، بطور اشاره ، ياد مىگردد : 1 - علم اجمالى بتكاليف و احكام [1] . 2 - علم تفصيلى به مناسبات صدورى احكام 3 - آگاه شدن از چگونگى تحقق يا عدم تحقق اجماع [2] 4 - اطلاع يافتن از طرز تفقه در دوره هاى اوليهء اسلام [3] . 5 - علم به مذاهب اصلى و مهم فقهى و زمان حدوث و معرفت مؤسس و زعيم آنها [4] 6 - توجه به جهاتى چند كه در مقام تعديل و ترجيح اقوال مختلف سودمند مىباشد . [5] .
[1] چون در طى مباحث اين فن به پارهاى از احكام ، بر وجهى ، علم بهم مىرسد پس تا حدى نظير علم فقه مىباشد و ، فى الجمله ، عالم شدن به احكام و تكاليف از فوائد آن بشمار مىآيد . [2] - شايسته اينست كه به اقوال و عقائد مهم فقيهان نامى هر دوره و عصرى تا آنجا كه مناسب بلكه ممكن باشد اشاره شود پس اگر اين كار به وجهى درست انجام يابد ممكن است تحقق اجماع و عصر حصول آن روشن گردد و در اين صورت بر فرض حجت دانستن اجماع يا حجت دانستن خصوص « محصّل » آن حجتى حاصل و مدرك و دليلى براى استنباط حكم ، تحصيل شده است . [3] اين اطلاع ، به نظر نويسنده براى هر كس بخواهد به اجتهاد و تفقه خود اطمينان يابد بسيار سودمند بلكه ضرورى مىباشد . [4] - مذهبهايى مشهور از قبيل مذاهب پنجگانه يا مذاهبى مهجور مانند مذاهب اوزاعى و زفر و امثال اينان . [5] - چه هر گاه كسى بر مناسبات صدورى احكام بطور كامل ، اطلاع داشته باشد و آنها را در هنگام ديدن اقوال مختلف در نظر گيرد بسا كه به رجحان قولى متوجه گردد و آن را بدين مناسبت اختيار كند . به اين نظر مىتوان ادعا كرد كه علم به چگونگى اوضاع تفقه و احاطه به همهء تحولات ادوار فقه گر چه مدركى مستقل در برابر چهار مدرك ( ادله اربعه ) نيست ليكن ، بتحقيق ، مكمل استنباط از آنها و شايسته است به منزلهء مدركى پنجم بشمار رود .