در اينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه اگر در اين آيه زكات بمعنى عام ، مراد باشد پس مدعى و مطلوب كه وجود سنخ چنين حقيقتى در اعراب جاهلى باشد به ثبوت مىرسد و اگر مراد از آن زكات خاص اسلامى باشد ( با اين كه از سياق آيه كه مشركان مورد تقريع و سرزنش به ندادن زكات واقع شدهاند نه مؤمنان ، و حال اين كه مشركان در آن زمان و آن حال شايد بخصوص اين حكم دعوت نشده و تكليفى نداشته بودهاند تا تنها آن مذكور گردد . اين معنى - بعيد به نظر مىآيد ) مطلب از راهى ديگر كه شايد در جايى ديگر نيز به آن اشاره شده باشد مورد نظر مىگردد چه اهل سيره و تاريخ چنان كه هم اكنون خواهيم گفت زمان تشريع اين حكم را سال هشتم از هجرت گفتهاند در صورتى كه سورهء فصّلت كه اين آيه در آن واقع مىباشد از سوره هاى مكى است . بهر حال آن چه از كتب تاريخ و سيره برمىآيد اين است كه حكم زكات پس از هجرت آن هم در سال هشتم صدور يافته و جهات مربوط به آن از جنس و نصاب و مصرف ، تعيين و تشريع گرديده است . آياتى كه در بارهء زكات و جهات آن در قرآن مجيد مىباشد تقدّم و تاخّر آنها از لحاظ اندراجشان در سوره هاى مكَّى يا مدنى تا حدى روشن است ( اگر آيات نازله در مكَّه را بر معنى زكات اصطلاحى فقهى بتوان حمل كرد ) ليكن در اين كه نخستين آيه در بارهء زكات كه به نزول آن حكم زكات اجراء شده باشد كدام آيه است ؟ الآن به ياد ندارم كه در جايى به آن تصريحى ديده باشم . كلينى در فروع كافى به اسناد خود از عبد الله بن سنان از حضرت صادق ( ع ) روايتى را آورده است كه از ظاهر آن چنان بر مىآيد كه آيهء 140 از سورهء التّوبه ( سورهء 9 ) : * ( خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ . . ) * الآية نخستين آيه باشد كه چون در بارهء زكات نزول يافته گرفتن زكات به مقام اجراء در آمده است . روايت مزبوره